00 00

(yavar9359@)

00 00

3 هفته پیش, 1 روز [0000]
  • عجب متن بی پیرایه و قشنگی ... !!

می‌خواستم زن زندگی‌ات باشم !
زنی که پیش‌بند ببندد ؛ سیب‌زمینی‌ه
  • عجب متن بی پیرایه و قشنگی ... !!

    می‌خواستم زن زندگی‌ات باشم !
    زنی که پیش‌بند ببندد ؛ سیب‌زمینی‌ها را سرخ کند ...
    زنی که دستش فقط در خانه‌ی تو بسوزد و حرصش را روی سر قابلمه‌های خانه‌ی کوچک تو خالی کند .
    جلوی آینه‌های خانه‌ی تو آرایش کند ، لبخند بزند ، مو ببافد و پس از گریه مشت‌مشت آب توی صورتش بپاشد ...
    می‌خواستم زن زندگی‌ات باشم ...
    زنی که لنگه‌ی گوشواره‌اش را در خانه‌ی تو گم کند و صبح‌های زود بوی لاک قرمزش ، در خواب تو بپیچد ...
    می‌خواستم زنی باشم که اکثر مریضی‌های عمرش صدقه‌ی سر زن بودن در خانه‌ی تو باشد ... دیسک کمر ، ضعف زانو ...
    و با اینکه خسته است برایت چای دم کند و وقتی بلوز بی آستین می‌پوشد حواسش باشد که پرده‌های خانه‌ات افتاده باشند ...
    می‌خواستم سرم را با تو روی یک بالش بگذارم و دوتایی بخزیم زیر یک پتوی مشترک ...

    من با تک‌تک سلول‌هایم می‌خواستم زن زندگی‌ات باشم ...!

    00 00

    3 هفته پیش, 1 روز [0000]
  • هنوز قهوه‌های کافه‌نادری خوبند ،
هنوز بدیع‌زاده خوب می‌خواند ،
هنوز سعدی خوب می‌نویسد و هنوز دلتنگ
  • هنوز قهوه‌های کافه‌نادری خوبند ،
    هنوز بدیع‌زاده خوب می‌خواند ،
    هنوز سعدی خوب می‌نویسد و هنوز دلتنگ تو بودن خوب است .
    خوب است که هیچ‌کس اینجا نمی‌پرسد : « چرا دو تا قهوه ؟»،
    خوب است که هیچ‌کس اینجا نمی‌فهمـد چرا دو تـا قهـوه ،
    خوب است که صدا به صدا نمی‌رسد اینجا ، وقتی داد می‌زنم : « آقا ! دو تا قهوه !» آقا !
    صدای خزان را پایین بیاور !
    دیگر به تنم جان نمانده است .
    در رفتنِ جان از بدن ، مردم حرف‌های زیادی می‌زنند ، حرفِ زیادی می‌زنند ! اینجا هنوز کسی‌ست که به‌اندازۀ هزاران‌نفر ، نیست ، و جایش روی تمام صندلی‌ها خالی‌ست ، کسی‌که هر سال پای تمام درختان « شد خزانِ » تازه‌ای خواهد کاشت !
    و کسی‌ که تو را دیده باشد ، پاییزهای سختی خواهد داشت .

    00 00

    3 هفته پیش, 1 روز [0000]
  • مراقب باش ؛ هرگز به عشق همچون
  • مراقب باش ؛ هرگز به عشق همچون "س.ک.س" فکر نکن ، وگرنه دچار فریب خواهی شد .
    فقط زمانی که احساس کردی حضور دیگری ، تنها حضور خالص او ، نه هیچ چیز دیگر‌ ، فقط حضورش کافی است تا به تو احساس خوشبختی بدهد ؛ چیزی در تو شروع می کند به شکفتن .
    آنوقت است که در عشق حقیقی به سر می بری .
    آگاه باش
    عشق شهوت نیست .
    عاطفه و احساسات زودگذر نیست . عشق مالکیت نیست .
    عشق یک ادراک ژرف است که شخص به نوعی تو را کامل می کند .
    فردی تو را یک دایره کامل می سازد .

    اوشو

    00 00

    3 هفته پیش, 1 روز [0000]
  • تقصیر خودمان بود ...
اگر بعد از بعضی رفتن ها ،
هنوز نفس می کشیدیم و حرف می زدیم ،
راه می رفتیم !
  • تقصیر خودمان بود ...
    اگر بعد از بعضی رفتن ها ،
    هنوز نفس می کشیدیم و حرف می زدیم ،
    راه می رفتیم !
    اگر پیش از اینها عمرمان تمام شده بود ،
    و به روی خودمان نیاوردیم !
    اگر دوباره سرپا‌ شدیم و خنده های زورکی زدیم ...
    اگر کسان دیگری پیدا شدند
    و مغزمان را نشانه گرفتند ،
    مقصر خودمان بودیم
    که ادای زنده ها را در می آوردیم ،
    وگرنه کسی به یک مرده کاری نداشت ...

    00 00

    3 هفته پیش, 1 روز [0000]
  • محبوب من ..!
زیاد مزاحمتان نمی‌شوم ؛
فقط خواستم بگویم حتی اگر کسی در حد پرستش دوستتان داشته باشد و
  • محبوب من ..!
    زیاد مزاحمتان نمی‌شوم ؛
    فقط خواستم بگویم حتی اگر کسی در حد پرستش دوستتان داشته باشد و قبله اش سمت چشمانتان هم که باشد ، حواستان که بهش نباشد ، خدای ناکرده خسته می‌شود خب !
    گیرم خدای کسی هم شده باشید ؛
    باید هوای بنده‌تان را داشته باشید یا نه ؟!
    خلاصه بُتِ عزیز !
    لطفا کمی بیشتر حواستان باشد به این ستایشگرتان که همه جا را پر کرده از شما و توی هر شعر و غزلی اسمتان را - آن هم با صدای خیلی بلند - جار زده !
    حقیقتش را بخواهید اگر ، برای بت پرست جماعت بت کم نیست ولی من به سمت و سوی قبله ی چشمان شما خو کرده ام ، از قدیم هم گفته اند ترک عادت موجب مرض است ...
    پس بی زحمت کمی بیشتر هوای این دل ما را داشته باشید که مرض لاعلاج نگیرد خدایی نکرده ...!

    00 00

    3 هفته پیش, 1 روز [0000]

    آدم در روز کلی کلمه می‌شنود .
    بعضی کلمه‌ها آبادت می‌کنند و بعضی خراب .
    بعضی کلمه‌ها جنسیت دارند ، بعضی‌ها هم شخصیت دارند . مونث‌اند و لطیف یا مذکر و خشن .
    کلمه‌ها وزن و مزه هم دارند . وزن بعضی‌هایشان زیاد است و مزه‌ی بعضی‌هایشان تلخ .
    بعضی‌هایشان قلع و قمع می‌کنند ، بعضی‌هایشان نوازشت .
    شنیدن جمله‌ی «جای طرف خالی !»، همیشه غمگینم می‌کند . یادآوری می‌کند یکی باید باشد و نیست . حس می‌کنم جای‌های خالی‌ دلم زیاد شده .

    نفسم را بیرون می‌دهم و می‌گویم : «جای خالی بعضی آدم‌ها با هیچ چیز پر نمی‌شود .»

    00 00

    3 هفته پیش, 1 روز [0000]

    از خواب خسته ام
    به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم
    چیزی شبیه بیهوشی ،
    برای زمان طولانی
    شاید هم از بیداری خسته ام
    از این که بخوابم
    و تهش بیداری باشد ...

    کاش می شد
    سه سال یا شش سال
    یا نه سال خوابید
    و بعد بیدار شد
    نشد هم
    نشد ...

    00 00

    3 هفته پیش, 1 روز [0000]

    آدم های صبور یه خصوصیت عجیب دارن ...
    بی نهایت لبخند می زنن ...
    این لبخند شاید تو نگاه اول حس گذشت بده ... اینکه «هر زخمی زدی ، هر‌ چیزی که گفتی فدای سرت من فراموش می کنم »
    ولی آدم های صبور هیچوقت هیچ چیزی رو فراموش نمی کنن ...
    زخما رو می شمارن ...
    حرفارو مرور می کنن و همچنان لبخند می زنن‌ ...
    یه روز که صبوری دیگه جواب نداد ، با همون لبخند تو یه چشم بهم زدن برای همیشه فراموشت می کنن ...
    انگار که هیچوقت تو زندگیشون نبودی
    آدم های صبور تا یه جایی میگن فدای سرت ...

    ادامه... دوستان
    • Nafas Rad
    • Mohammad Dead
    • نرگس نامور
    • علیرضا عباسی
    • Hadis Nazari
    • Donya Shams
    • امیر علی ★
    • yasamin barad
    • سمیرا سمیرا
    • X Keng
    • ✔️✔️ɱαɾყαɱ✔️✔️ jhn
    • Siavash Dabiri
    • مهدی هاشمی
    • سحر راد
    • سین ع
    • ɗσкнтαя кнσяѕнιɗ
    46 هواداران
    بازدیدکنندگان