• گول زدن بچه ها :(

    1603 پاسخ آغازکننده 🏅🏅🏅🏅🏅

    سلام .
    وقتی بچه بودید، بزرگترا چطوری سرتون کلاه گزاشتن؟


هر که بی ما خوش است، در خوشی اش برکت

  • ♡ꫝⅈꪜꪖ 76 1290 پاسخ 🏅🏅🏅🏅🏅 8 ماه پیش و 4 هفته قبل

    من قطار اسباب بازی داشتم بعد تو یکی از واگناش پول قایم میکردم پسرعمم سیگاری شده بود کسی نمیدونست جز من الکی بهم میگفت دارم کارخونه عروسک سازی میزنم نیاز به پول دارم و‌پولامو میبرد سیگار میخرید:(

  • Asl _ 1604 پاسخ 🏅🏅🏅🏅🏅 8 ماه پیش و 4 هفته قبل

    من وقتی کوچولو بودم-زیاد سرم کُلاه میذاشتن متاسفانه /:
    یکیشون این بود که یه جوجه داشتم که زرد بود-خیلی دوسش داشتم -پسر عمومم یدونه داشت اون رنگارنگی بود-بم گف بیا باهمدیگه عوض کنیم من اولش راضی نشدم-بعدش بم گف اگه اینو ببری -اگه بزرگ بشه هر رنگی بخوای میشه هی رنگ عوض میکنه-منم گول خوردم و بعد همه رنگاشم رف-سفید شُد /:


فاصله دلیلی برای دور بودن قلب ها نیست....! ♡

  • Sajjad Sarabi 233 پاسخ 🏅 8 ماه پیش و 4 هفته قبل

    ♡ꫝⅈꪜꪖ 76 : من قطار اسباب بازی داشتم بعد تو یکی از واگناش پول قایم میکردم پسرعمم سیگاری شده بود کسی نمیدونست جز من الکی بهم میگفت دارم کارخونه عروسک سازی میزنم نیاز به پول دارم و‌پولامو میبرد سیگار میخرید:(

  • شبگرد ♪ 1603 پاسخ 🏅🏅🏅🏅🏅 8 ماه پیش و 4 هفته قبل

    بچه بودم حدود 8سالم بود. با مامان رفتیم آزمایشگاه. از قبل ازش ‌پرسیدم آزمایش خون قراره بدم؟ گفت نه. وقتی رفتیم اونجا فهمیدم آزمایش خون باید بدم و مامانم میدونسته. خیلی ناراحت شدم. شروع کردم گریه کردن. فکر کردن من از این بچه لوسام که آمپول می بینن میترسن. چندنفری ریختن سرم. درحالی که من بخاطر دروغ مامانم ناراحت بودم. احساس میکردم بهم خیانت شده. هنوزم بهش فکر میکنم احساس دلشکستگی میکنم‌. این تنها باری نبود که مامانم اینطوری بدون اطلاع قبلی با دروغ منو جایی کشوند. نمیدونم چرا شعور بچه ها رو دست کم میگیرن.


هر که بی ما خوش است، در خوشی اش برکت

  • شبگرد ♪ 1603 پاسخ 🏅🏅🏅🏅🏅 8 ماه پیش و 4 هفته قبل

    Asl _ : من وقتی کوچولو بودم-زیاد سرم کُلاه میذاشتن متاسفانه /: یکیشون این بود که یه جوجه داشتم که زرد بود-خیلی دوسش داشتم -پسر عمومم یدونه داشت اون رنگارنگی بود-بم گف بیا باهمدیگه عوض کنیم من اولش راضی نشدم-بعدش بم گف اگه اینو ببری -اگه بزرگ بشه هر رنگی بخوای میشه هی رنگ عوض میکنه-منم گول خوردم و بعد همه رنگاشم رف-سفید شُد /:

    سفید بخت شد


هر که بی ما خوش است، در خوشی اش برکت

  • فاضله هاشمی 1488 پاسخ 🏅🏅🏅🏅🏅 8 ماه پیش و 4 هفته قبل

    شبگرد ♪ : بچه بودم حدود 8سالم بود. با مامان رفتیم آزمایشگاه. از قبل ازش ‌پرسیدم آزمایش خون قراره بدم؟ گفت نه. وقتی رفتیم اونجا فهمیدم آزمایش خون باید بدم و مامانم میدونسته. خیلی ناراحت شدم. شروع کردم گریه کردن. فکر کردن من از این بچه لوسام که آمپول می بینن میترسن. چندنفری ریختن سرم. درحالی که من بخاطر دروغ مامانم ناراحت بودم. احساس میکردم بهم خیانت شده. هنوزم بهش فکر میکنم احساس دلشکستگی میکنم‌. این تنها باری نبود که مامانم اینطوری بدون اطلاع قبلی با دروغ منو جایی کشوند. نمیدونم چرا شعور بچه ها رو دست کم میگیرن.

    تو که نمیترسیدم بچه هشت ساله دیگه گول نمیخوره


#در _امتداد_ نگاه _حسین_باشید #فاضله_هاشمی_غزل


#در _امتداد_ نگاه _حسین_باشید #فاضله_هاشمی_غزل


تُنسى كأنك لم تكن.


هر که بی ما خوش است، در خوشی اش برکت

  • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌Kosar 624 پاسخ 🏅🏅 8 ماه پیش و 4 هفته قبل

    یه مورد بود هر وقت فکر میکنم اعصابم خورد میشه چون بچه نبودم خیلی بزرگ بودم راهنمایی میخوندم:/ که یه جوجه داشتم مریض بود گفتن میبرن میدن کسی که مرغ و خروس داره نگهش داره بعدم میریم میبینمش که بعدها فهمیدم کشتنش همون موقع ://


Hürr

  • Anti . 687 پاسخ 🏅🏅 8 ماه پیش و 4 هفته قبل

    بابام پولایی که عیدی گرفته بودمو به بهانه مریض بودن مادر ازم میگرفت :|
    میگفت مادرت مریضه میخوایم ببریمش دکتر مادرمم همکاری میکرد باهاش


سبح اسم ربک الاعلی

  • ꀪꋬꈛꇩꀀꌛ .ん 3101 پاسخ 🏅🏅🏅🏅🏅 8 ماه پیش و 2 هفته قبل

    یادم نمیاد حافظه خوبی ندارم.
    ولی بچه داداشم وقتی میخوام شیطنت نکنه بهش میگم ساکت باش بهنام بانی گفتم بیاد تو را ببینه


A frog in a well does not know the great ocean