• Arthur Mg 1 هفته و 5 روز قبل

    خوبی عه سالی ک گذشت این بود ک کسی از اول انتظاری ازش نداشت . فکر می‌کردیم یا از کرونا می‌میریم یا جنگ یا تو بهترین حالت از سو تغذیه:دی همه فکر میکردن گند تر از این سال نداریم و همین ک سراسرش گند نبود یعنی خوب بود! و خوب کِرد(ب قول غلام پیروانی)
    اصلا مثل فجرسپاسی بود! بی ادعا ، بی بضاعت، مهجور، دستِ خالی ... اما تلاش‌گر ، امیدوار ، و جنگنده!
    جوری ک تو ورزشگاه آزادی جلوی صدهزار تماشاگر بتونی استقلال و پرسپولیس را ببری!!! اما برای امسال دیگه باید مراقب بود فکر نکنی خبریه! خیز برداری برای قهرمانی! فکر نکنی این ور و اون ور ی توافقی میکنن یا ی انتخاباتی میشه و همه چی گل و بلبل به به و چه چه!
    نه این خبرا نیست و انتظارتو بالا نبر همین که بتونی خودتو وسط جدول نگهداری و سقوط نکنی خودش کلی عه!
    شاید هیچ سالی مثل سالی که گذشت نشون نداد ک پذیرفتن و یا ور رفتن با ی تجربه منفی و سخت، خودش تجربه مثبته !
    لازم نیست خودخوری کنی و ازش دوری کنی ب قول آقای کافکا : از رنج های جهان می‌توان حذر کنی، آزادی ک این کار را بکنی اما این حذر شاید خود رنجی است ک می توانستی از آن حذر کنی.

  • محمد ماهان 1 هفته و 5 روز قبل

    من امیدوارم تو قرن جدید قطار خوشبختی همه ی مردم جهان رو ریلهای خوشبختی بدون توقف در حرکت باشه..... از خدا بهترینارو برای مردم ایران میخوام چون لایقشن و در آخر همه ی ماها زیر سایه ی پدرومادرامون بزرگ بشیم و پیر بشیم،،،

  • باغ بی برگی 6 روز پیش و 16 ساعت قبل

    عشق مانند صاعقه است
    و مانند بهشت ، که رسیدن به آن دشوار است
    بی هیچ نام و نشانی
    من شکارچی نیستم
    این عشقت است که مانند رودی درون ذهنم جاریست
    رؤیاهایت را نظاره کن که چگونه پرواز می کنند،
    رؤیاهایی که هرگز نخواهند مُرد
    نه ،نمیروم ، نمیروم ، نمیروم
    عزیزم ، آسوده باش که چشمانت قصه می گویند
    هنگامی که می روی ، می روی ، می روی
    چون دوستت دارم عزیزم
    برای همیشه و روزی
    تو را خواهم بوسید اما باید بگویم
    بی هیچ نام و نشانی از تو

  • Zahra aa 6 روز پیش و 16 ساعت قبل

    فقط میخوام یادم نره وقتی اولویت های زندگیتو اشتباه انتخاب کنی میرسی به اینجایی که پشیمونی و کاری از دستت بر نمیاد D:/ ازینجا ببعدو آدم باش لطفا ^_^

  • Arthur Mg 6 روز پیش و 7 ساعت قبل

    قدیما ک مجله‌ی خانواده سبز بود فوری تخمه و آجیل می‌آوردیم و صفحه آخرش رو وا می‌کردیم تا فالمون رو بخونیم و همیشه هم برای من می نوشت شیطون ولی متواضعی و ب زودی سفر مهمی خواهید داشت یا یک قرار عاشقانه دارید.
    حالا بچه ده دوازده ساله چه قراره عاشقانه ای داره یا چ سفر مهمی میخواد بره خدا میدونه! الان گوگل کردم فالم رو گرفت و دیدم چقدر زیباتر شده و از معایبم کاسته شده ک اینجا ب اشتراک میذارم:دی

    شما با اراده ی محکمی که دارید می توانید هر وظیفه ای که به شما محول می شود را به بهترین شکل ممکن به انجام برسانید و همین باعث می شود که همیشه یک قدم از بقیه جلوتر باشید. در کنار این ویژگی های مثبت شما اخلاق های بدی هم دارید، از جمله اینکه خودخواه و نسبت به دیگران بی تفاوت هستید. تمام تلاشتان را برای ترک این عادت های بد به کار بگیرید. امسال خوشبختانه شما از لحاظ سلامتی با هیچ مشکل خاصی مواجه نخواهید بود.

  • باغ بی برگی 6 روز پیش و 7 ساعت قبل

    رفت ، فقط رفت ...از در حیاط یا پنجره ش رو نفهمیدم ... پاییز بود ،
    خیلی زود سرد شد اون سال ، رد پاش تا دیروز رو برگ های کف حیاط مونده بود ...
    همه رو جارو کردم که هیچکدومشون رو نبینم ...
    از رنگ زردشون متنفرم ، از پاییز متنفرم ، از جای خالیشم همینطور ...
    نه سخت نیستا ! یه جوریه ! یه جوری که انگار یه چیزی رو طاقچه کمه و هر چی چیدمان رو جا به جا میکنم باز یه چیزی نبودش تو‌ ذوق میزنه !
    رفت ، فقط رفت ...
    از در حیاط یا پنجره ش رو نفهمیدم ... براش چایی ریخته بودم ...
    یخ کرد ، از دهن افتاد ، ولی از دلم نیافتاد ... میدونم ...
    خودم میدونم بیاد بازم جاش کنار همین سفره س ...
    ولی الان نیست ، شاید قبلا هم نبود ، نمیدونم ...
    نوشتم واسش که بدونه نیست ، هیچکس نیست ، همه مردن ، سماور هم دیگه کار نمیکنه ... فردا میان واسه تخریب !
    بذار ببرن ، بکوبن و بسازنش ! چند طبقه ش کنن شاید فردا دیگه برنگشتی ...
    رفت ، پاییز بود ، سال سردی بود ...

  • Maryam Samadian 6 روز پیش و 7 ساعت قبل

    کاش این دتیای لعنتی انقداذیتم نکنه ، منم گناه دارم خسته شدم دیگه :/

  • باغ بی برگی 6 روز پیش و 6 ساعت قبل

    آرزويم اينست که
    بهاری بشود روز و شبت
    ومن از دور ببينم
    که پر از لبخند است
    چشم و دنيا و دلت

  • باغ بی برگی 6 روز پیش و 6 ساعت قبل

    در جوابِ کسی که
    عکسِ زنانِ زیبا را در اینستاگرام
    لایک و تحسین اما
    به احساساتِ زنانه توهین و بی توجهی می کند
    چه باید گفت؟
    من همان رویای کور شدنِ
    مردان چشم چران
    را دارم...

  • باغ بی برگی 6 روز پیش و 6 ساعت قبل

    خودم را دوست دارم
    همه جا همراهم بوده، همه جا
    یک ‌بار نگفت حاضر نیستم با تو بیایم
    آمد و هیچ نگفت حرف نزد گفتم و او شنید
    رنجش دادم و او تحمل کرد
    خودم را سخت دوست دارم ...

  • باغ بی برگی 6 روز پیش و 6 ساعت قبل

    ما نسل انقلابیم ...
    انقلاب گوشت های یخی و مرغ های برزیلی
    ما نسل انقلابیم ،
    تا یخ گوشت هایمان باز شود ،
    جوانیمان به درک میرود

  • NِDAٰ . 4 روز پیش و 10 ساعت قبل

    شاید اسمش فریب فصل‌ها باشد که هر بهار دوباره به همه‌چیز امیدوار می‌شویم. لابد به این دلیل که در ابتدای جهان، آسمان پدرمان بود و رودها مادران زاینده و درختان، خواهران ما بودند. پس نباید عجیب باشد اگر شکوفه‌های انبوه و سفید، مست‌مان کند و تازگی طبیعت شور زندگی را چنان در وجودمان بالا ببرد که باز برای همه‌چیز نقشه بکشیم. بهار می‌خواهد دوباره نجات‌مان بدهد و از یادمان ببرد زمستانی را که سپری شد و نشد. زیبایی تند و کشنده طبیعت و انسان فراموشکار همان ترکیب عجیبی است که ادامه همه‌چیز را ممکن می‌کند.

  • Euphoria ‎ 4 روز پیش و 9 ساعت قبل

    الان از آروم ترین نقطه ی زندگیم دارم اینو مینویسم...سال ها سخت گذشت، بی روح ،بی انگیزه، پر از گریه، حال بد ، حس بد ،پوچی، جوری که ساعت ها خواب بودم ..شده تا حالا از ثانیه به ثانیه زندگی حالتون به هم بخوره ؟ امیدوارم هرگز این رو تجربه نکنید ...اما دقیقا لحظه ای که فکرشو نمی کردم ورق برگشت، لحظه ای که حتی امیدی نداشتم، لحظه ای که یاد گرفتم باید بجنگم، و جنگیدن اصول خاصی نداره ...گذشت، خیلی هم سخت گذشت ،اما خدا رو شکر :) ...اگر همچین حالی دارید خودتونو از همه چی خالی کنید و به نیروی مطلق حاکم به هستی اعتماد کنید، از شما حرکت از او قطعا برکت :)♡ ایام به کام

  • elnaz ` 4 روز پیش و 8 ساعت قبل

    میدونید «کاریزما» چیه؟
    بعضی انسان ها هستن که:
    انرژی مثبت دارن!مهربونن و با عاطفه...
    غصه دارن اما اونو قصه نمی‌کنن تا
    خُلق بقیه تنگ نشه، به زمین و زمان
    محبت می‌کنن
    همه هم اونارو با عشق دوست دارن.
    «کاریزماتیک باشید...»

  • باغ بی برگی 4 روز پیش و 7 ساعت قبل

    آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر
    با آن پوستین سردِ نمناکش
    باغ بی برگی،
    روز و شب تنهاست،
    با سکوت پاکِ غمناکش

  • باغ بی برگی 4 روز پیش و 7 ساعت قبل

    من یک قلب قدیمی‌ام
    از آن‌هایی‌که سخت عاشق می‌شوند
    از آن ساختمان‌های عجیبی‌که هرچه بیشتر می‌لرزند،
    محکم‌تر می‌شوند
    و یک‌روز می‌بینی به‌سختی می‌خندم
    به‌سختی گریه می‌کنم
    و این،
    ابتدای سنگ‌شدن است

  • NِDAٰ . 2 روز پیش و 7 ساعت قبل

    نمیدانم این خیل عظیم از غم خودشان را کجای زندگی پنهان می‌کنند که یک دفعه در آرام ترین لحظات آدمی درست در کنج اتاق وقتی تنهای تنها میخواهی از هیاهوی زندگی جدا شوی یک دفعه پیش چشمانت جان میگیرد! به قصد جان گرفتن می آید و دست میگذارد روی گلویت.. تنگی نفس بیچاره ات می‌کند ! آب دهانت را فرو میدهی بلکه از دردش بکاهی...
    درست همان لحظه تاریک به خودت وعده ی روز های روشن میدهی!نمیدانی به خاطر چه؟ به کدام منطق؟ با کدام دلیل ولی با چشمانی رنجیده و غمگین به آینده نگاهی می اندازی!
    دلم می‌خواهد اسم امسال را بگذارم: «بیشتر مراقب خودت باش، سفت‌تر خودت را بغل بگیر». مدار دنیا شاید به این زودی‌ها بر مرادت نچرخد، با آن قسمت‌های زندگی که کاملاً از اراده‌ات خارج‌اند هم نمی‌شود جنگید؛ اما به‌قول شاملو توان اندُهگین و شادمان‌شدن، توانِ خندیدن به وسعتِ دل، توانِ گریستن از سُویدای جان هنوز به اختیار توست. در میانه آشوبْ زیستن و از چیزهای تیز و آزاردهنده پرهیز کردن، هم‌سایه‌ی ساده‌ترین خوشی‌ها بودن؛ شاید کم‌تر زخمی‌ات کند. شاید.

  • Fat Es 2 روز پیش و 7 ساعت قبل

    نمیدونم چند سال دیگه هم به اندازه این سال های رفتنش دلتنگش خواهم شد یا نه ..
    ولی اینو میدونم که خاک گور اصلا سرد نیست ..
    دلتنگتم ماهرخ کاش نرفته بودی ..

  • علی (بابک ) احمدی 2 روز پیش و 7 ساعت قبل

    شیرین ترین توهینی که در زندگی بهم شد و لذت بردم ازش :

    یک روز صبح مثل همیشه وارد سایت شدم و چند بیت شعر پست گذاشتم
    و مشغول صرف چای گردیدم به دقیقه نرسید دیدم یه خانمی پیام داده با لحنی
    تند و عصبی به این مضمون که :
    آخه مردک فلان وقتی بلد نیستی بیجا می کنی پست می گذاری و شعر یه شاعر
    روهم به گند می کشی حالا من مودبّانه گفتم ولی اون کمی بی ادبانه به من توپید
    مخصوصا که در جوابش گفتم همین درستشه که دیگه حسابی ازخجالتم دراومد و
    گفت بیکار و بی عاری دیگه می خوای یه چیزی گفته باشی برات متاسفم و رفت
    اشک شوق تو چشمام جمع شد دوستان و فهمیدم این همه سال عمرم را تلف نکردم
    و هستند کسانی که قدر هنرم را بدانند اون شعر در واقع سروده خود من بود که
    کمی با بی حوصلگی نوشتم و دو جاش ایراد داشت .
    این شیرین ترین توهینی بود که تو زندگی بهم شد و مرا امیدوار کرد
    ***************************************************************
    بابک حادثه ......پاییز 1390

  • Arthur Mg 2 روز پیش و 6 ساعت قبل

    خب جمعه ما هم تکمیل شد با رفتنت! طبق معمولِ احوال پرسی های مجازی اومدم ب پروفایلت سر بزنم چند تایی لایک کنم و اگه شد کامنتی.ک دیدم غیر فعال شده
    حقیقتش ترسیدم وقتی آخرین پست هات یادم اومد ک انگار مستأصل بودی . گله داشتی حتی برای دی اکتیو کردن هم باید اجازه گرفت باید آقا بالا سر داشت...
    نمیدونم مشکل از اینجا بود یا جای دیگه . خودتم مایل نبودی درباره اش حرفی بزنی . این رو بدون ک همه مشکل دارن همه بریدن . اگه میخندن برای اینه ک اشکاشون معلوم نشه!
    ولی
    ی قاعده فقهی هست ب اسم قاعده میسور. چی میگه؟! میگه کاری رو ک ب شکل کامل نمیشه انجام داد نباید از اساس ترک کرد! مثلا وقتی لباس پاک نیست تا نماز بخونی قاعده میگه خب اشکال نداره با لباس نجس بخون ! ولی بخوون ! ول نکن برو.
    هر مشکلی ک هست دلیل نمیشه مبارزه نکنی بگی گور بابای زندگی ول کنی بذاری بری چ میدونم تو غار خودت ! این چیزی رو درست نمیکنه... بفهم خواهشاً