• وصف حالتو با شعر بگو...

    787 پاسخ آغازکننده 🏅🏅

    وصف حالتو با شعر بگو...


هر چیز که در جستن آنی، آنی... گروه: «☂ آوایِ باران ☂»

  • Rosa canina 93 پاسخ رهگذر 1 سال و 5 ماه قبل

    Desert Rose : درد دارد شعری که تو را ندارد؛ وای به حالِ دلِ من ...! . ???? لیلا مقربی

    بغضِ دلم وا شدنی نیست... گمگشته ی این شعر که پیـدا شدنی نیست! "بوسیدنِ تو غرق در آغوشِ تو بودن" رویـای قشنگی ست که با ما شدنی نیست


یادت باشه دوست دارم تا زنده ام. با یادت قلبم طپش میگیره و انگار میخواد بزنه بیرون.تو اشک تو چشامی. تو بغض تو صدامی. گروه: «ماه من»

  • .raha. ☆ 303 پاسخ 🏅🏅 1 سال و 5 ماه قبل

    گشته ام آواره سد منزل زملک عافیت
    می دواند همچنان بخت بدازدنبال من
    ساده رو وحشی که می خواهد به عرض اورسید
    آنچه هرگزشرح آن نتوان کرد یعنی حال من!


بسیارسفرباید،تاپخته شودخامی...


ما ک رندیم و نظرباز ، شما تکلیفت چیه!

  •  محمد  علی 3875 پاسخ 🏅🏅🏅🏅🏅 1 سال و 5 ماه قبل

    من همانم که شبی عشق ، به تاراجش برد/
    همچو حلّاج به خاکستر ِ تشویش نشست/
    در سرش سوره تکویر مُجَسَم میشد/
    قبل ِ هر زلزله‌ای در خودش آرام شکست//



    سیل ِ غم بود که از گونه‌ی خشکش می‌ریخت/
    و عزادار ِ خودش بود که در خود می‌سوخت/
    چشم بر وسوسه‌ها بست ، و چیزی نشنید/
    گفتنی بود ولی باز دهانش را دوخت



AVIN


قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند بس خجالت که ازین حاصل اوقات بریم


درد می‌کند، مغزم درد می‌کند! چقدر در ذهنم حرف زده ام!

  • KAREN T.M 5714 پاسخ 🏅🏅🏅🏅🏅 1 سال و 5 ماه قبل

    عشق سئوال بی جوابه ....نمی دونم
    تاثیر پیاله شراب ه .......نمی دونم
    در سینه نشوندنش ثوابه..........
    یا اینکه حباب روی ابه ............نمی دونممممممممممممم


طلوع تفسیر امید است «KAREN»


  • Desert Rose 787 پاسخ 🏅🏅 1 سال و 5 ماه قبل

    دوستت دارم هایت راباور میکنم ...

    درست مثل امضای اخر نامه هایت که میگویی خون است...

    اما طعم آب انار می دهد


هر چیز که در جستن آنی، آنی... گروه: «☂ آوایِ باران ☂»


لبخندت برقرار ... محفلت گرم ... شادیت همیشگی ♥️ گروه: «Marya group♥️»


ما دهه هشتادیا گودزیلا نیستیم به خدا، سوژه شماییمو جیکمونم درنمیاد. گروه: «ماشین لوکس»

  • Saam Raad 34 پاسخ رهگذر 1 سال و 5 ماه قبل

    قضا دستیست که پنج انگشت دارد
    چو خواهد از کسی کامی برآرد
    دو بر چشمش نهد دو نیز بر گوش
    یکی بر لب نهد گوید که خاموش


تُنسى كأنك لم تكن.

  •  محمد  علی 3875 پاسخ 🏅🏅🏅🏅🏅 1 سال و 5 ماه قبل

    گم شدم ، طرد شدم ، تار تنیدم به سکوت
    تشنه کف کرده و تفتیده (تف دیده) در عمق برهوت
    ناگهان زد به سرم دست رسانم به قنوت
    ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت/با من راه نشین باده مستانه زدند

  • Farshad • 233 پاسخ 🏅 1 سال و 5 ماه قبل

    زخم بر این دل آشوبه ی آشفته خیال مزن...
    ........
    که خود سرو سودایی براین بازار بساط مینالد...

    از خودم ساختم:|*


هزارویک داستان هزارویک روایت هزارویک قصه هزارویک حکایت هزارویک مصیبت وهزارویک دلتنگی گروه: «هِـ_ــزارویــ_ــک شَـ_ـــب»


هر کی گفت: دوستت هستم؛ بدون قراره در آینده در صف دشمنانت ببینیش؛ والسلام .

  • elnaz .f 74 پاسخ رهگذر 1 سال و 5 ماه قبل

    چنينم من

    ـ زنداني ديوارهاي خوشاهنگ الفاظ بي زبان ـ

    چنينم من!

    تصويرم را در قابش محبوس كرده ام

    و نامم را در شعرم

    و...


هر چیز که در جستن آنی، آنی... گروه: «☂ آوایِ باران ☂»


گروه: «هم نفس»


عشق دردی ست که درمان جراحت باشد . بابک حادثه

  • Moon shadow 76 پاسخ رهگذر 1 سال و 5 ماه قبل

    نه در سر غیر سودای تو باشد
    نه در دل جز تمنای تو باشد
    به کس غیر از تو نگشایم در دل
    که جای غیر یا جای تو باشد


엿 먹어

  • علی (بابک ) احمدی 87 پاسخ رهگذر 1 سال و 5 ماه قبل

    با اینکه می دانم بازم پشیمانی
    نیمه شب و هِق هِق جادوی ویرانی

    با اینکه می دانم این راهِ بیراهه
    می بینم از امروز فردا پُر از آهه

    با اینکه از چشمه سَهمم لب آن شد
    از تشنگی روحم در چشمه پنهان شد

    با اینکه می دانم نابود می گردم
    با اینکه می بینم خاموش و دل سردم

    با اینکه در من نیست تاب غمی بدتر
    بیهوده می کاوم یک فرصت دیگر

    چون روز می بینم از پا فتادم باز
    لِه می کنی روحم با خنده و با ناز

    بابک حادثه


عشق دردی ست که درمان جراحت باشد . بابک حادثه


زَخـمے بـہ او بزن، عمیـق تر از اِنــزوا :)


‹ در من کسی فریاد میزند امید را...♡︎

  • حمیدرضا .. 288 پاسخ 🏅 1 سال و 5 ماه قبل

    اللهی..!
    درشب فقرم بسوزان.....‌‌‌.ولی معتاج نامردان مگردان
    عطا کن دست بخشش همتم را .....خجل از روی معتاجان مگردان
    اللهی...!
    کیفرم را می پذیرم....‌‌که از تو زات خود را پس بگیرم
    کمک کن تا که با ناحق نسازم .....به نام عشق وآزادی بمیرم
    (داریوش)

  • باغِ بی برگی 77 پاسخ رهگذر 1 سال و 5 ماه قبل

    سلام حال همه ی ما خوبست!
    ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
    که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند...
    با این همه عمری اگر باقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم
    که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد
    و نه این دل ناماندگار بی درمان...


هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر_آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم


هر چیز که در جستن آنی، آنی... گروه: «☂ آوایِ باران ☂»


نون'


تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم مگرم سوی تو راهی باشد


غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده .....


بر سر آنم که گر ز دست براید دست به کاری زنم که غصه سر آید

  • Benyamin 1101 1073 پاسخ 🏅🏅🏅🏅🏅 1 سال و 4 ماه قبل

    با آهنگی که دوس داشتی
    تمام کافه ها بازن :)
    الکی :/ دیشب تو را زمستی تشبیه ماه کردم :/
    تو ....مم نبودی من اشتباه کردم:/


سبح اسم ربک الاعلی