• رویاا صادقی 57 پاسخ رهگذر 1 هفته

    خودم واسه اینکه تخت طبقه پایین گیرم بیاد ی هفته زودتر رفتم یونی
    کل یه هفته رو تنها تو اتاق بودم

  • خزان خانوم 634 پاسخ 🏅🏅 1 هفته

    من خوابگاهی نبودم رفت آمد کردم چهار سال تمام
    خانواده نظرش این بود که افراد تو خوابگاه یا معتاد الکی و سیگاری میشه یا از راه به در میشه ولی واسه ارشد اگه شرکت کنم حتما راه دور میزنم که خوابگاه باشم.دوس دارم فضاشو


خزان عاشق

  • فاضله هاشمی 655 پاسخ 🏅🏅 1 هفته

    خزان خانوم : من خوابگاهی نبودم رفت آمد کردم چهار سال تمام خانواده نظرش این بود که افراد تو خوابگاه یا معتاد الکی و سیگاری میشه یا از راه به در میشه ولی واسه ارشد اگه شرکت کنم حتما راه دور میزنم که خوابگاه باشم.دوس دارم فضاشو

    چه جالب


#در _امتداد_ نگاه _حسین_باشید #فاضله_هاشمی_غزل


#در _امتداد_ نگاه _حسین_باشید #فاضله_هاشمی_غزل

  • رویاا صادقی 57 پاسخ رهگذر 1 هفته

    خزان خانوم : من خوابگاهی نبودم رفت آمد کردم چهار سال تمام خانواده نظرش این بود که افراد تو خوابگاه یا معتاد الکی و سیگاری میشه یا از راه به در میشه ولی واسه ارشد اگه شرکت کنم حتما راه دور میزنم که خوابگاه باشم.دوس دارم فضاشو

    اره خدایی خیلی فضای خوبیه ولی خانواده قرار نیست همه جا با ادم باشه بنظرم خیلی خوبه رو استقلال شخصیتیتخیلی اثر گذاره و اینکه خود ادم میتونه سطح ارتباطش با ادما رو مشخص کنه دنیای قشنگیه امیدوارم بتونید تجربش کنید

  • - حُسنا 790 پاسخ 🏅🏅 1 هفته

    من چن شب خوابگاه بودم:)
    اولین روز با یه دختره دعوام افتاد*-*
    سرِ تخت
    خلاصه ک دیدم اوضاع خیطه بیخیال خوابگاه شدم^^


[ rely on yourself]

  • Khatereh - 869 پاسخ 🏅🏅🏅 1 هفته

    - حُسنا : من چن شب خوابگاه بودم:) اولین روز با یه دختره دعوام افتاد*-* سرِ تخت خلاصه ک دیدم اوضاع خیطه بیخیال خوابگاه شدم^^

    باید می‌موندی بهش می‌فهموندی رئیس کیه :))


تُنسى كأنك لم تكن.

  • - حُسنا 790 پاسخ 🏅🏅 1 هفته

    Khatereh - : باید می‌موندی بهش می‌فهموندی رئیس کیه :))

    عاخه کلا انتقالی گرفتم*-*وگرنه تخت و صاحاب شدم^^


[ rely on yourself]

  • Khatereh - 869 پاسخ 🏅🏅🏅 1 هفته

    - حُسنا : عاخه کلا انتقالی گرفتم*-*وگرنه تخت و صاحاب شدم^^

    اگه قرار شد برم خوابگاه میام سراغت تجربیاتتو باهام درمیون بذار :))


تُنسى كأنك لم تكن.

  • - حُسنا 790 پاسخ 🏅🏅 1 هفته

    Khatereh - : اگه قرار شد برم خوابگاه میام سراغت تجربیاتتو باهام درمیون بذار :))

    امیدوارم هیچوقت قسمت نشه بری خوابگاه-_-محیطش برا من عذاب آور بود..:)البته شاید تو دختر مستقل تری باشی نسبت به من(:


[ rely on yourself]

  • Khatereh - 869 پاسخ 🏅🏅🏅 1 هفته

    - حُسنا : امیدوارم هیچوقت قسمت نشه بری خوابگاه-_-محیطش برا من عذاب آور بود..:)البته شاید تو دختر مستقل تری باشی نسبت به من(:

    خودمم آدمش نیستم، حوصله ندارم :/ ولی ممکنه مجبور بشم برم.. -.-


تُنسى كأنك لم تكن.

  • - حُسنا 790 پاسخ 🏅🏅 1 هفته

    Khatereh - : خودمم آدمش نیستم، حوصله ندارم :/ ولی ممکنه مجبور بشم برم.. -.-

    امیدوارم موفق باشی گل*-*⚘


[ rely on yourself]


تُنسى كأنك لم تكن.

  • mohsen 2018 19 پاسخ رهگذر 1 هفته

    من فقط دوران آموزش سربازی خوابگاه بودم که نکته جالب توجهی پادگانی بود که ما اوتجا بودیم بهش هتل حسن رود میگفتند بخاطر ساحل تمیز و جنگل بکری بود که داشت و محیطش ۱۸۰ درجه با محیط پادگان های دیگه فرق میکرد و بخاطر همین به اونجا میگفتند هتل، اما اون دو ماه متاسفانه من به دلیل مشگل گوارشی که پیدا کرده بودم همش درگیر درمونگاه بودم

  • خزان خانوم 634 پاسخ 🏅🏅 1 هفته

    رویاا صادقی : اره خدایی خیلی فضای خوبیه ولی خانواده قرار نیست همه جا با ادم باشه بنظرم خیلی خوبه رو استقلال شخصیتیتخیلی اثر گذاره و اینکه خود ادم میتونه سطح ارتباطش با ادما رو مشخص کنه دنیای قشنگیه امیدوارم بتونید تجربش کنید

    موافقم باهات واسه آقایون سربازی راه دور و واسه خانوم ها هم دانشگاه راه دور استقلال میاره و باعث میشه طرف گلیمشو بکشه بیرون از آب .باعث میشه آدم بقولی آب دیده میشه


خزان عاشق

  • َAtropatese   1788 پاسخ 🏅🏅🏅🏅🏅 1 هفته

    من از راهنمایی مدرسه پانسیون بودم! شب اول نتونستم بمونم فرار کردم با دوستم رفتم خونه!


O Fortuna velut luna statu variabilis

  • َAtropatese   1788 پاسخ 🏅🏅🏅🏅🏅 1 هفته

    mohsen 2018 : من فقط دوران آموزش سربازی خوابگاه بودم که نکته جالب توجهی پادگانی بود که ما اوتجا بودیم بهش هتل حسن رود میگفتند بخاطر ساحل تمیز و جنگل بکری بود که داشت و محیطش ۱۸۰ درجه با محیط پادگان های دیگه فرق میکرد و بخاطر همین به اونجا میگفتند هتل، اما اون دو ماه متاسفانه من به دلیل مشگل گوارشی که پیدا کرده بودم همش درگیر درمونگاه بودم

    تمارض کردی! چشام روته از این به بعد


O Fortuna velut luna statu variabilis


sahereh


sahereh


مردفراموش‌شده

  • رویاا صادقی 57 پاسخ رهگذر 1 هفته

    mohsen 2018 : من فقط دوران آموزش سربازی خوابگاه بودم که نکته جالب توجهی پادگانی بود که ما اوتجا بودیم بهش هتل حسن رود میگفتند بخاطر ساحل تمیز و جنگل بکری بود که داشت و محیطش ۱۸۰ درجه با محیط پادگان های دیگه فرق میکرد و بخاطر همین به اونجا میگفتند هتل، اما اون دو ماه متاسفانه من به دلیل مشگل گوارشی که پیدا کرده بودم همش درگیر درمونگاه بودم

    چه حیف که درگیر همچین مشکلی بودین ولی دیدن همچین مناظری حتی لذت بخشه

  • رویاا صادقی 57 پاسخ رهگذر 1 هفته

    Parizad ♡ : ولی میترسم از اینکه یه جا تنها بیوفتم

    طبیعیه این ترس
    ولی هیجانشم به همون اندازه. تو وجود ادم هست
    زندگی مستقل
    من خودم خیلی دوست داشتم
    ادم خوب و بد همه جا هست ولی خود شما قدرت انتخاب ادمای اطرافتو داری

  • محمد علی 2849 پاسخ 🏅🏅🏅🏅🏅 1 هفته

    ما خوابگاهی نبودیم اما وقتی رفتیم خدمت اطرافمون نگاه کردم دیدم همشون دارن گریه میکنن و من شاد و شنگول تر از همه بودم


زَخـمے بـہ او بزن، عمیـق تر از اِنــزوا :)

  • ™ թՁรհՁ 92 پاسخ رهگذر 6 روز پیش و 10 ساعت قبل

    خوابگاه خودش یه نوع سبک زندگیه... شب اول رفتم اتاق یکی از رفیقام ک از دبیرستان باهم بودیم و کل ترم اونجا بودم ‌‌‌‌‌...ولی آخر ترم از اونجا رفتم پیش هم ورودیام ...یک توصیه: بهتره ک با ترم بالاییاتون یکجا تو اتاق نباشین یا اگه هستید تعداد شما از اونا بیشتر باشه چون یک سری بحثها ایجاد میشه که بهتون زور میگن و بر اساس قانون نانوشته خوابگاه ها همیشه با ترم بالاییه ...حتی بعداً ما هم ب ترمکا زور می‌گفتیم و حال میکردیم ...آره دا

  • رویاا صادقی 57 پاسخ رهگذر 6 روز پیش و 9 ساعت قبل

    اره واقعا
    کنار بدیاش خوبیای زیادی داره بدیاش مث زورگویی سال بالاترا ولی واسه ما اینجور بود ک خود دانشگاه هم ورودیا رو هم اتاقی میکرد مشکل این موردی نداشتیم

  • رویاا صادقی 57 پاسخ رهگذر 6 روز پیش و 9 ساعت قبل

    سکــــوتـــــ شبــــــــ : اولین شب خابگاه دچار یاس و افسردگی شدم و دلم میخاس گریه کنم به زور با بچه ها میخندیدم :|

    من یادمه هم اتاقی لیسانسم ترم اول تا چند روز کارش گریه بود اخرشم دووم نیاورد اخر هفته رفت شهرشون باز دوباره برگشت تا وقتیکه خونوادش برای زندگی اومدن همون شهر

  • سکــــوتـــــ شبــــــــ 357 پاسخ 🏅🏅 5 روز پیش و 18 ساعت قبل

    رویاا صادقی : من یادمه هم اتاقی لیسانسم ترم اول تا چند روز کارش گریه بود اخرشم دووم نیاورد اخر هفته رفت شهرشون باز دوباره برگشت تا وقتیکه خونوادش برای زندگی اومدن همون شهر

    منم فقط یه ماه موندم و دیگ هرگز خوابگاه نرفتم :)


زَخـمے بـہ او بزن، عمیـق تر از اِنــزوا :)