• #لطفا_دلم_را_ببر! هر جا خواستی! هر سمت خواستی، ببرش وسط یک #شعر! طعم بوسه را بفهمد؛ ببرش زیرِ #باران! بداند گم شدن یعنی چه؟! لطفا دلم را ببر! برش دار ببر زیرِ بیدِ مجنون! روی رنگین کمان، دلم را ببر به اوجِ فیروزه ای #آغوشت! دل بردن که سخت نیست! کافی ست؛ وقتی پشتِ شیشه ی بخارگرفته نشستم؛ و به شکل یک قلب تمیزش کردم، که راه رفتنت را ببینم؛ برایم دست تکان بدهی، به همین سادگی! عشقِ من لطفا زودتر دلم را ببر...

    #شعر دیدار از مهدی اخوان ثالث #نزدیک است لحظه دیدار باز من دیوانه ام، مستم باز می لرزد، دلم، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ های ! نپریشی صفای زلفم را، دست دل را نریزی آبرویم ای نخورده مست لحظه دیدار نزدیک است