علی (بابک ) احمدی

5 روز پیش و 8 ساعت قبل [شاعرانه های حادثه]
  • برگرفته از کتاب آتش به دشت نیلوفر زخم نوشته های خونین یک معتاد در حال بهبودی . تالیف اینجانب علی احمدی (بابک حادثه) یه روز منم جوونه ای شاد بودم برای هر شیرینی فرهاد بودم توی سرا سر بزرگی داشتم تو گله بره ها گرگی داشتم یه روز منم یه آب و رنگی داشتم روحیه پر شوخ و شنگی داشتم همسری داشتم توی شهر یه دونه دست و دلش یکی و اهل خونه دختری داشتم جیگر و با صفا بساز با من روزگار بی وفا یادت ندادن که وفادار باشی سنگ صبور دل بیمار باشی ژاکت عشقو از تنم ربودن یه روز یه روز مراممو زدودن داغ اسیری توی صورتم خورد رقیب اومد عشقمو با خودش برد آهای گلم همیشه چشم به راتم دیوونه طلسم اون نگاتم تو حسرت صدای خنده هاتم تو آغوش هر کی باشی فداتم #بابک_حادثه #آتش_به_دشت_نیلوفر
    ادامه پست...