Rojan Girl

(rojan.m-70@)

Rojan Girl

3 روز پیش و 20 ساعت قبل
  • شعری برای روژان

از: گل همیشه بهار (@aliryas5)

رنگ گلهای بهاری روی تو
بوی گلها از تن خوش بوی ت
  • شعری برای روژان

    از: گل همیشه بهار (@aliryas5)

    رنگ گلهای بهاری روی تو
    بوی گلها از تن خوش بوی تو
    و رنه هر گل در چمن باشد عزیز
    می تراود عطر ماه روی تو
    ژاله گر دارد جمالی بر وی اش
    از گل رخسار عاشق جوی تو
    آنقدر نازی و زیبا نازنین
    می برد دل از ختن آهوی تو
    نوش لبهایت مرا آب حیات
    می برد دل ، چشمه جادوی تو
    --------------

    پ.ن: شعر زیبایی از طرف استاد "یسار" عزیز ....

    • آریا بینظیر : لااااایک

      4 ساعت پیش و 11 دقیقه قبل

    • Rojan Girl : دوست عزیز و مهربان بینهایت از لطفتون سپاسگذارم ... (gol) (gol) (gol)

      3 روز پیش و 20 ساعت قبل

    Rojan Girl

    1 هفته و 5 روز قبل
  • مجبور نکن ؛؛ عاشق بیچاره دلت را 
یا بیشتر از این ؛؛ نکن آواره دلت را
 دل دادی و اندوه و جنون پس بگ
  • مجبور نکن ؛؛ عاشق بیچاره دلت را
    یا بیشتر از این ؛؛ نکن آواره دلت را
    دل دادی و اندوه و جنون پس بگرفتی سوزانده چنان آتش رخساره دلت را
    روی ورق دفتر قلبت بنوشتی : نام نفری ، کرده همان پاره دلت را
    معشوقهٔ جانان تو بیگانهٔ بیش نیست!! دورت زده ؛ سیّاره به سیّاره دلت ر ا
    هرثانیه بر ثانیه نیشت بزند تو دیگر نسپار ، عقرب جرّاره دلت را ..
    دیوانگی از سر بپران ؛ ناجی خود باش عاقل شو ، نجاتش بده یکباره دلت را
    پیمایش راه یکطرفست‌ ، عشق خودش گفت؛ برگرد و نوازش بکن همواره دلت را

    #به_رسم_عشق

    " یزدان ماماهانی‌ " شاعر گرانقدر محفلی

    • Rojan Girl : به به بسیار عالی ...ممنونم از حضورتون

      3 ساعت پیش و 55 دقیقه قبل

    • آریا بینظیر : صدای دلشوره آور سوت قطار صدای نفس های تند یک جامانده... و آسمانی که دست تکان می داد برای دلبرکی زیبا چشم ، که با قطار می رفت و چه غم انگیز می گریست آن ابر کوچک برای عاشقی که تنها یک دقیقه دیر رسیده بود... اریا تقدیموت

      3 ساعت پیش و 57 دقیقه قبل

    • Rojan Girl : ممنونم ...(gol)

      4 ساعت پیش, 1 دقیقه

    Rojan Girl

    2 هفته پیش و 2 روز قبل
  • واقعا  نمی فهمم چطور عین نقل و  نبات دست ملت  ۱۳پرومکسه ...لعنتیا مگه ما همه باهم فقیر نشدیم؟  (gery
  • واقعا نمی فهمم چطور عین نقل و نبات دست ملت ۱۳پرومکسه ...لعنتیا مگه ما همه باهم فقیر نشدیم؟

    • مهرتن مهرانی : چه کنیم که هوای تیره فال کافه تقدیر به خود گرفته بگو که رویا سرو شود به دست خبره باریستا زمام ثانیه تا به چنگ ساعت دیواری افتاد کشید چشم ترا سرمه به زهر عقربه ای چرخا .دومینو اگر در یک بعد عمل کند از ان گذشته الان اوار ش

      5 روز پیش و 3 ساعت قبل

    • آرزو بیرانوند : خخخخخ این واقعا عالی بود

      6 روز پیش و 7 ساعت قبل

    • Rojan Girl : درود بر شما...(gol)

      2 هفته پیش

    Rojan Girl

    2 هفته پیش و 2 روز قبل
  • الهی ..؟!

خوشی با توست
اشارت به بهشت می کنی ..؟
  • الهی ..؟!

    خوشی با توست
    اشارت به بهشت می کنی ..؟

    • Shaadi_95 نوری : آره واقعا زیباست مخصوصا اون نورهای رنگی که وارد مسجد میشه خیلی قشنگن.در و پنجره های خونه های قدیم اکثرشون رنگی بودن....مرسی از حسن انتخابت عزیزم⁦❤️⁩

      1 هفته و 6 روز قبل

    • Rojan Girl : مسجد نصیرالملک شیرازه ...با اون آینه های رنگی خوشگلش .. مرسییی خانمی ❤

      1 هفته و 6 روز قبل

    • Shaadi_95 نوری : من که مسجدا رو خوب نمی شناسند اما سلیقتون زیباست روژان جان

      1 هفته و 6 روز قبل

    Rojan Girl

    2 هفته پیش و 2 روز قبل
  • #حرفهایی_از_یک_کتاب


شوربختی مرد در این است که سن خود را نمی بیند. جسمش پیر می شود اما تمنایش هم
  • #حرفهایی_از_یک_کتاب />

    شوربختی مرد در این است که سن خود را نمی بیند. جسمش پیر می شود اما تمنایش همچنان جوان می ماند.
    زن،هستی اش با زمان گره خورده. آن ساعت درونی که نظم می دهد به چرخه ی زایمان، آن عقربه که در لحظه ای مقرر می ایستد روی ساعت یائسگی، اینها همه پای زن را راه می برد روی زمین سخت واقعیت.
    هر روز که می ایستد برابر آینه تا خطی بکشد به چشم یا سرخی بدهد به لب، تصویر روبه رو خیره اش می کند به ردپای زمان که ذره ذره چین می دهد به پوست،
    اما،مرد پایش لب گور هم که باشد، چشمش که بیفتد به دختری زیبا،جوانی او را می بیند اما زانوان خمیده و عصای خود را نه؛ مگر وقتی که واقعیت با بی رحمی تمام آوار شود روی سرش....

    #چاه_بابل /> رضا قاسمی

    • Rojan Girl : خواهش می کنم منم ممنونم از شما ، هرچند شرح و تفسیر درمورد این مطلبی که گفتین زیاده اما سعی کردم جمع وجور کوتاه خلاصه بگم (gol)...زنده باشین

      1 هفته

    • علی رام : ممنون از توضیح کامل و زیباتون

      1 هفته

    • Rojan Girl : هردو اینها مکمل همن ، منتهی نقش ها شون فرق می کنه آقایان بواسطه فیزیک و روحیات قوی مثل باغبان تکیه گاه وحامی و خانمام بخاطر زیبایب و ظرافت وقدرت زادآوری مثل گل ...همون انگیزه و تکاپو رو که فرمودی خدای متعال تو

      1 هفته

    Rojan Girl

    3 هفته پیش و 3 روز قبل

    میگما گاهی یکم خاصیت داشته باشین و حرف حق بزنید... .

    • Rojan Girl : نه اصلا حرفتون جسارت نبود از زاویه نگاه خودت بوده و نظرت محترمه ..بالاخره این جماعت هم خوب و بد دارن یسری ممکنه هرروز رنگ عوض کنن ...ممکنه این آقا هم نقش بازی کنه .اما همین که اصل حرفو زده و سیستم نا کارآمدی که مبن

      3 روز پیش و 4 ساعت قبل

    • moein Behroozi : ببخشید قصدم از گذاشتن کامنت جسارت نبوده و نیست. ولی اینا واقعا خون مردم رو مکیدن و هر روز به روز طلبکارتر هم میشن. بخدا همشون با همن. وجدنی برای اینا وجود نداره. دقیقا حرفای این آدم مثل خوارجه که قرآن رو گذاشتن رو نیزه.

      3 روز پیش و 4 ساعت قبل

    • Rojan Girl : بله کاملا درست گفتین .. این اخوندای حامی نظام که مدام ماله می کشن همه از دم لاشی و .... تشریف دارن خصوصا اون مراجع تن لش که بخاطر مصلحت و حفڟ مقام خودشون هیچی نمیگن ...این یکم شرافت داشته وحدانش بدرد اومده حد

      3 روز پیش و 4 ساعت قبل

    Rojan Girl

    4 هفته پیش

    غمگین‌ترین حالتم‌‌ را زمانی یافتم ،
    که دلتنگ بودم ...
    اما قدرت عقلم پیشی گرفته بود از هرچه قدرت است در جهان ، عقلم به هیبت انسانی درآمده بود ، جلویم را گرفته بود که هیچ کار اشتباهی نکنم ،
    هیچ دری را برای بازگشت رفتگان باز نکنم ، پشت تمام در و پنجره‌ها را قفلی بیاندازم و بنشینم تا صدایشان کم کم بی رنگ شود ، تا تمام و کمال بروند ....
    دلم شکسته بود ...
    دلم تنگ بود ...
    دلم می‌دوید درها و پنجره‌ها را باز کند ....
    عقل اما مشت می‌کوبید بر دهان تمام خواسته‌ها ...
    آه از این دل .... باز دلتنگم ...
    دلتنگم

    • Amir Salimi : ببینیمو تعریف کنیم مخلصیم

      3 هفته پیش, 1 روز

    • Rojan Girl : چشمممم استاد مرسی که وقت گذاشتی واین خواهرکوچکتو راهنمایی کردی ... اتفاقا واقعیشم در دست اقدامه ...بحول و قوه الهی هرچی زباله فکریه دارم یواش یواش کارواششون می کنم ...

      3 هفته پیش, 1 روز

    • Amir Salimi : دوست دارم خوب شده فرض کنم ولی واقعیشم اتفاق افتاد بهم بگو منتظرما

      3 هفته پیش, 1 روز

  • اون کیه رو دیوارظاهر شد .... (ninja) ؟ 

چن ثانیه زل بزنید
  • اون کیه رو دیوارظاهر شد .... ؟

    چن ثانیه زل بزنید

    • ژنرال سمیرا : یک نفر دیگه هم گیر داده بود بهم یبار میگف تو سمیرای فیس هستی:)) گمونم همونی ک شما میگی :))ولی من فیس نبودم تا حالا

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

    • Rojan Girl : جدی؟ پس اشتباه گرفتم ...یه لحظه حس کردم اونی ..

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

    • ژنرال سمیرا : فیس نه نبودم ^_^

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

    Rojan Girl

    1 ماه, 1 هفته

    اقایون بعد گرون شدن روغن
    ...مخصوصا بابام خخخ

    • امیر عبادی : آینده نگر بوده

      2 هفته پیش و 4 روز قبل

    • Rojan Girl : بابام که قربونش برم اون اوایل گرونی روغن خیلی گیر می داد کم مصرف کنین .. الان دیگه براش جا افتاده میگه واسه سلامتی خودتون گفتم خخخ (khandeh)

      2 هفته پیش و 4 روز قبل

    • امیر عبادی : بابات حق داره بخدا (khandeh)

      2 هفته پیش و 4 روز قبل

    Rojan Girl

    1 ماه, 1 هفته

    #حرفهایی_از_یک_کتاب

    مردی از ديوانه ای پرسيد : نام اعظم خدا را مي دانی؟
    ديوانه گفت: نام اعظم خدا "نان" است، اما اين را جايی نمی توان گفت!

    مرد گفت: نادان، شرم كن، چگونه نام اعظمِ خدا نان است؟!

    ديوانه گفت : در قحطی نيشابور چهل شبانه روز مي گشتم، نه در هيچ مكانی صدای اذانی شنيدم و نه هيچ مسجدی را گشاده يافتم، آنجا بود كه دانستم نام اعظم خدا و بنيادِ دين و مايه ی اتحاد مردم " نان " است.

    #مصيبت_نامه />
    #عطار_نيشابوری

    • Rojan Girl : (gol)(gol)تچکر

      1 هفته و 5 روز قبل

    • علی -_-_- : (gol) (gol) (gol) (gol)

      1 هفته و 5 روز قبل

    • Rojan Girl : بله هم وطن ...؟

      1 ماه

    ادامه... دوستان
    • hamid naseri
    • bita bita
    • سروناز ✍️
    • l 2020
    • Hadis Nazari
    • قیصر(لقب شاهین) اردشیری
    • moein Behroozi
    • Taher .T
    • آرام صادقی
    • آرزو بیرانوند
    • آریا بینظیر
    • رضا قربانی
    • علی باقری
    • طاها عزیزی
    • Amir صالح زاده
    • رخساره مهرابی
    260 هواداران