• شیطنت بچگی

  • ♡ꫝⅈꪜꪖ 76 1290 پاسخ 🏅🏅🏅🏅🏅 7 ماه پیش, 1 هفته

    یادمه بابام از سرکار اومد خونه مادربزرگم بهم گفت میخوام نیم ساعت بخوابم دوباره برم سرکار توروخدا سرو صدا نکن وقتی خوابش برد دیدم تشک و لحاف پر سنجاقه با خودم گفتم حتما اینارو گذاشتن ک به لباس چفت کنیم موقع خواب خلاصه سنجاقارو به پیژامه و تیشرت بابام چفت کردم وقتی از خواب بلند شد تشک و لحاف همراهش میومدن فهمید کار کی بوده خخخخ یه بارم عکس شناسنامشو نقاشی کردم با خودنویسش :)