Hasti Gh

(hasti1120 )

دلتنگــــ که می شوی
هرکاری از دستِ بی چاره ات بر می آید
مثلا

گوشی را برمیداری ، یک پیامِ کوتاه ، یک تک زنگ
یک
– من هنوز هم اینجا دلم آنجاییست که تــــو هستی –

دلتنگ که می شوی
" فال می گیری "
چشمانت را می بندی ، می گویی :
– می شود بگویی او دلش تنگ هست یا نه ؟ –

و حافظ هم که انگار دلش به حالِ بی قراریت سوخته است می گوید :
– یوسفــــ ِ گمگشتهـ باز آید به کنعان غم مــخور –

و همانجاست که می باری و در دل می گویی
یوسفِ من اصلا گم نشده حافظ جان
یوسفِ من جایی حوالیِ همین نزدیکی ها
" مـــرا گم کرده "

دلتنگ که می شوی ، می فهمی
همه ی این روزها که با خودت گفتی
– یادم تو را فراموش –

بیشتر معنایش برایت این بوده

– یادم خودم را فراموش
یادم احساسم را فراموش
یادم دلم را فراموش –

بی آنکه بدانی این ها فراموش نمی شوند
ساکت می شوند ؛ آرام می گیرند ؛ آتش می زنند