*✿ *

(petal )

*✿ *

4 روز پیش و 22 ساعت قبل

بارون،
قهوه،
کافه،
کتاب ,
سلام پاییز...

  • Ph.D 1946 در پاسخ به *✿ * : و من نیــــــــــز ... زاییده فصــلِ خــزانـم . . .

    4 روز پیش و 5 ساعت قبل

  • *✿ * در پاسخ به Ph.D 1946 : از بس که خدا عاشق نقاشی بود هر فصل به روی بوم ، یک چیز کشید یک بار ولی گمان کنم شاعر شد یک گوشه ی دنج رفت و پاییز کشید

    4 روز پیش و 5 ساعت قبل

  • Ph.D 1946 : پاییز می رسد که مرا مبتلا کند با رنگ های تازه مرا آشنا کند پاییز می رسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچه، جا کند او می رسد که از پس نه ماه انتظار راز درخت باغچه را بر ملا کند او قول داده است که امسال از سفر اندوه های تازه بیارد ـ خدا کند ـ او می رسد که باز هم عاشق کند مرا او قول داده است به قولش وفا کند پاییز عاشق است و راهی نمانده است جز این که روز و شب بنشیند دعا کند ـ شاید اثر کند و خداوند فصل ها یک فصل را به خاطر او جا به جا کند تقویم خواست از تو بگیرد بهار را تقدیر خواست راه شما را جدا کند خش خش... صدای پای خزان است، یک نفر در را به روی حضرت پاییز وا کند شاعر- علیرضا بدیع

    4 روز پیش و 5 ساعت قبل

  • *✿ * در پاسخ به ارش ازاد : سلام،خواهش میکنم

    4 روز پیش و 7 ساعت قبل

  • ارش ازاد : لایکک سلام ومرسی

    4 روز پیش و 7 ساعت قبل