پژمان تبریزی

(pejman@)

پژمان تبریزی

4 روز پیش و 10 ساعت قبل
  • سخن عاشقانه گفتن، دلیل عشق نیست،
عاشق کم است، سخن عاشقانه فراوان.
عشق عادت نیست،
عادت همه چیز را
  • سخن عاشقانه گفتن، دلیل عشق نیست،
    عاشق کم است، سخن عاشقانه فراوان.
    عشق عادت نیست،
    عادت همه چیز را ویران می کند،
    از جمله عظمت دوست داشتن را.
    از شباهت به تکرار می رسیم،
    از تکرار به عادت،
    از عادت به بیهودگی،
    از بیهودگی به خستگی و نفرت.

    پژمان تبریزی

    6 روز پیش و 11 ساعت قبل
  • مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم
دختر های زیادی می آمدند و میرف
  • مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم
    دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان.
    اما این یکی فرق داشت
    وقتی بدون اینکه مِنو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم "داد ،یعنی فرق داشت!
    همان همیشگی من را میخواست...همیشگی ام به وقت تنهایی!
    تا سرم را بالا بیاورم رفت و کنار پنجره نشست و کتاب کوچکی از کیفش در آورد و مشغول خواندن شد.
    موهای تاب خورده اش را از فرق باز کرده بود و اصلا هم مقنعه اش را نگذاشته بود پشت گوش!
    ساده بود، ساده شبیه زن هایی که در داستانهای محمود دولت آبادی دل میبرند!
    باید چشمانش را میدیدم اما سرش را بالا نمی آورد.
    همه را صدا میکردم قهوه شان را ببرند اما قهوه این یکی را خودم بردم،
    داشت شاملو میخواند و بدون اینکه سرش بالا بیاورد تشکر کرد.
    اما نه!...باید چشمانش را میدیدم
    گفتم ببخشید خانوم؟
    سرش را بالا آورد و منتظر بود چیزی بگویم اما
    اما چشمان قهوه ای روشن و سبزه ی صورتش همراه با مژه هایی که با تاخیر باز و بسته میشدند فرمان سکوت را به گلویم دوخت ،طوری که آب دهانم هم پایین نرفت.
    خجالت کشید و سرش پایین انداخت و من هم برگشتم و در بین راه پایم به میز خورد و سینی به صندلی تا لو برود چقدر دست و پایم را گم کرده ام.
    از فردا یک تخته سیاه گذاشتم گوشه ای از کافه و شعرهای شاملو را مینوشتم!
    همیشه می ایستاد و با دقت شعر ها را میخواند و به ذوقم لبخند میزد.
    چند بار خواستم بگویم من را چه به شاملو دختر جان؟!
    این ها را مینویسم تا چند لحظه بیشتر بایستی تا بیشتر ببینمت و دل از دلم برود!
    شعرهای شاملو به منوی کافه هم کشید و کم کم به د
    [ادامه...]

    • Najla . : عالی بود و صد حیف ادما باید به موقع از عشق و دوست داشتناشون حرف بزنندتادیر نشده

      5 روز پیش

    • سحر راد : آدم ها میروند تا بمانند ...زیبا بود لایک

      6 روز پیش و 9 ساعت قبل

    ادامه... دوستان
    • tina rad
    • Parizad ♡
    • آناهیتا نور
    • غزل پاکدل
    • Najla .
    • Reyhan .
    • M .
    • ناتی فرمانی
    • سپیده ..
    • معصومه رضایی
    • panah .
    • shahla shahla
    • پرنا توسلی
    • بهارا احمدی
    • شادی ---
    • افسانه محمدی
    92 هواداران