مجتبی ....

(mn.mn@)

مجتبی ....

1 هفته و 6 روز قبل [Blue]

و اینبار که چشم هایم را بوسیدی که بیدار شو
کاش برگی باشم بر درختی
یا رنگی بر چشم های ِ کودکی
یا نامی بر دهان ِ گنجشکی
که " دل " داشتن
که زنده مرده بودن
که مرده ، زنده بودن
سخت است
و اینبار که چشم هایم را بوسیدی که بیدار شو
کاش
خوابی خوش باشم
در خیال ِ آشفته ای..

مجتبی ....

2 هفته پیش و 2 روز قبل [☂ آوایِ باران ☂]

همه مان
توی کشوی میزمان
یک تکه غم ِ داریم
گوشه ی لبخندمان ، چند قطره اشک.

گاهی فکر می کنم
چیزهای ِ زیادی نبود که دوستشان داشته باشم
اما همان ها را که داشتم
مردانه دوست داشتم!

یک روز صبح
توی دفتر شعرت
دستخط ِ کسی که نیست را خواهی خواند
و آنروز
دریا
روی شانه ات خواهد گریست.

همه مان
یک تکه مان نیست
و دریا
چه روزها که روی شانه هامان نگریسته...
❤❤❤❤❤❤

من
همه چیز را جا گذاشته بودم!
بی آنکه برگردم
به من برگرد!

چون پرنده ای به آشیانه اش.

ای خیالِ دور
نه ممکنم و نه محال
چون عکسی از سالهای دور
که جان داشته روزی اما
به خاطر نمی آوری اش.
هیچ چیز جز اشک نیست
و گاهی اشک
همه ی چیزی ست که باید باشد!
من
می رفتم
و "همه چیز" را جا گذاشته بودم!

  • مجتبی .... : ممنونم

    2 هفته پیش و 2 روز قبل

  • ساحل ...... : فدای سرت

    2 هفته پیش و 2 روز قبل

  • مجتبی .... : معذرت میخوام

    2 هفته پیش و 2 روز قبل

مجتبی ....

2 هفته پیش و 2 روز قبل [☂ آوایِ باران ☂]

تنها نگرانِ این بودم که به جستجوی تو
در دورترین کوچه‌ی دنیا به خانه‌ات برسم
و تو به جستجویم رفته باشی...
چه غمبار وقتی نمی‌دانی گم کرده‌ای یا گم شده‌ای؟
❤❤❤❤❤❤
نه از تو
نه از سکوت قاصدک ها
دلگیرم از دلم
از این بی نشان ترین نشانی شهر.

ادامه... دوستان
  • لیست دوستان کاربر مخفی و یا خالی است
92 هواداران