Mina M

(mina_m71@)
  • آلزايمر مادر
چمدونش را بسته بودیم، با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بود. کلا یک ساک داشت با یه قرآن ک
  • آلزايمر مادر
    چمدونش را بسته بودیم، با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بود. کلا یک ساک داشت با یه قرآن کوچک، کمی نون روغنی، آبنات، کشمش، چیزهایی شیرین، برای شروع آشنایی …
    گفت: "مادر جون، من که چیز زیادی نمیخورم یک گوشه هم که نشستم نمیشه بمونم، دلم واسه نوه هام تنگ میشه!”
    گفتم: "مادر من دیر میشه، چادرتون هم آماده ست، منتظرن.”
    گفت: "کیا منتظرن؟ اونا که اصلا منو نمیشناسن!
    آخه اون جا مادرجون، آدم دق میکنه ها، من که اینجا به کسی کار ندارم اصلا، اوم، دیگه حرف نمی زنم. خوبه؟ حالا میشه بمونم؟”
    گفتم: "آخه مادر من، شما داری آلزایمر می گیری همه چیزو فراموش می کنی!”
    گفت: "مادر جون، این چیزی که اسمش سخته رو من گرفتم، قبول! اما تو چی؟ تو چرا همه چیزو فراموش کردی دخترم؟!”
    خجالت کشیدم …! حقیقت داشت، همه کودکی و جوونیم و تمام عشق و مهری را که نثارم کرده بود، فراموش کرده بودم.
    اون بخشی از هویت و ریشه و هستیم بود، راست می گفت، من همه رو فراموش کرده بودم!
    زنگ زدم خانه سالمندان و گفتم که نمی ریم توان نگاه کردن به خنده نشسته برلب های چروکیده اش رو نداشتم، ساکش رو باز کردم قرآن و نون روغنی و … همه چیزهای شیرین دوباره تو خونه بودن!
    آبنات رو برداشت گفت: "بخور مادر جون، خسته شدی هی بستی و باز کردی.”
    دست های چروکیدشو بوسیدم و گفتم: "مادر جون ببخش، حلالم کن، فراموش کن.”
    اشکش را با گوشه رو سری اش پاک کرد و گفت: "چی رو ببخشم مادر، من که چیزی یادم نمی یاد، شاید فراموش میکنم! گفتی چی گرفتم؟ آلمیزر؟!”
    در حالی که با دستای لرزونش، موهای دخترم را شونه میکرد زیر لب میگفت: "گاهی چه نعمتیه این آلمیزر!!”

    • دل نوشته : (ehsasi) (ehsasi) (ehsasi) (ehsasi) (ehsasi) (ehsasi) (ehsasi)

      3 ساعت پیش و 26 دقیقه قبل

  • من با این حرف خیلیییییییییی موافقم شما چطور؟؟؟؟
  • من با این حرف خیلیییییییییی موافقم شما چطور؟؟؟؟

    • علیرضا امیری : خب اگه بهش نگن حاجی که نمیتونه مال مردم رو بخوره

      6 روز پیش و 18 ساعت قبل

    • m .h : نه اگر هزینه ای برای بچه یتیم کنم اصلا جار نمیزنم که بهم بگن ناجی ارزش این کار هیچه .

      1 هفته

    • سعید احمدی : خواهش میکنم

      1 هفته

    Mina M

    2 هفته پیش, 1 روز
  • خوشبختی جز این نیست
  • خوشبختی جز این نیست

    • حامد ،،،. : الان كه جديد ترش اومده اين ايفون سيكسه؟؟؟ (dd)

      2 هفته پیش, 1 روز

    • ارش ازاد : لايکه

      2 هفته پیش, 1 روز

    • علیرضا امیری : تنها اسمی که با شنیدن و دیدنش دلت پر میکشه براش زیباست عالی انتخابتون

      2 هفته پیش, 1 روز

    Mina M

    2 هفته پیش, 1 روز
  • زیبا بود
  • زیبا بود

    • کارن . : آدم های مذهبی خیلی خطرناکتر از مذهبی نماها هستند....

      3 روز پیش و 12 ساعت قبل

    • Mina M : دقیقا درست میفرمایید

      2 هفته پیش

    • فرهاد فدایی : آره, مخصوصا کسانی که فکر میکنن قوم برگزیده خداوند هستند در روی زمین. نمایندگان خداوند در روی زمین

      2 هفته پیش

    تعریف زیبایی از "زمان"
    زمان کند "میگذره وقتی منتظری".
    زمان "تند میگذره وقتی دیرت شده".
    زمان "کشنده ست وقتی غمگینی".
    زمان "کوتاهه وقتی خیلی شادی".
    زمان "بی پایانه وقتی دردی داری".

    توجه کن "زمان" با توجه
    به اتفاقات "درون تو می‌گذره"..
    نه عقربه های ساعت
    پس سعی کن ...
    "خوش بگذرونی لحظه هات رو"..

  • درباره ی من
  • درباره ی من

    • رضا ضیایی : لايک

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

    • سعید زاهدی : خواهش می کنم

      2 هفته پیش و 6 روز قبل

    • Mina M : سلامت باشین ممنونم

      2 هفته پیش و 6 روز قبل

    ادامه... دوستان
    • محمد باقر کرباسی
    • mahshid ma
    • Amir Habibi
    • گل همیشه بهار
    • علیرضا امیری
    • حامد ر...
    • elyas amiri
    • Karim 56
    • شهرام ایران منش
    • مدیریت و برنامه نویس
    • مهدی مقبول
    • ارش ایراندوست
    • سعید احمدی
    • صدای بی صدا
    • Rasool Farajian
    • علی ممم
    54 هواداران