مهسا مجلسی

(m.majlesi@)

مهسا مجلسی

3 روز پیش و 16 ساعت قبل

وقتی دوش به دوش با خودت!
درد را در این پیاده‌روهای برگریزان پاییزی جابجا می‌کنی،
و تنهای از گوشه چشمانت جاری‌ست
تا تورا در سیلاب تفرد خودش غرق کند،

خواهی یافت
پاییز دل‌انگیز نیست!
غم‌انگیز و برگ‌ریز است.

ارس آرامی

مهسا مجلسی

3 روز پیش و 22 ساعت قبل
  • وقتی دوش به دوش با خودت!
درد را در این پیاده‌روهای برگریزان پاییزی جابجا می‌کنی،
و تنهای از گوشه چ
  • وقتی دوش به دوش با خودت!
    درد را در این پیاده‌روهای برگریزان پاییزی جابجا می‌کنی،
    و تنهای از گوشه چشمانت جاری‌ست
    تا تورا در سیلاب تفرد خودش غرق کند،

    خواهی یافت
    پاییز دل‌انگیز نیست!
    غم‌انگیز و برگ‌ریز است.

    #ارس_آرامی

    مهسا مجلسی

    3 روز پیش و 22 ساعت قبل

    وقتی دوش به دوش با خودت!
    درد را در این پیاده‌روهای برگریزان پاییزی جابجا می‌کنی،
    و تنهای از گوشه چشمانت جاری‌ست
    تا تورا در سیلاب تفرد خودش غرق کند،

    خواهی یافت
    پاییز دل‌انگیز نیست!
    غم‌انگیز و برگ‌ریز است.

    ارس آرامی

    مهسا مجلسی

    3 روز پیش و 23 ساعت قبل

    نیمه شب من با تو و مهتاب یعنی ممکن است
    در میان دشت، در یک قاب یعنی ممکن است

    تو کنار چشمه و من در کنار تو
    عکس ما افتاده توی آب یعنی ممکن است

    من خمار و تو برآری ناگهان بر دست
    یک سبوی پُر شراب ِناب یعنی ممکن است

    همنوا، همگام، هم آوازِ هم باشیم
    من چو سیم تار و تو مضراب یعنی ممکن است

    تو شوی گرداب و گرد دامن تو من
    هر دو با هم غرق پیچ و تاب یعنی ممکن است

    پُر ز هذیانم و دارم این تمنا را که تا باشد
    مثل من روح تو هم بی‌تاب یعنی ممکن است

    روز و شب بر خاک افتم پیش پای تو
    من شوم عابد تو هم محراب یعنی ممکن است

    من نمی‌خواهم تو با من همنشین باشی
    من شوم بنده تو هم ارباب یعنی ممکن است

    دوست دارم که بگیرد چشم های من
    تا دم مردن تو را در قاب یعنی ممکن است

    قول دادی گاه گاه از گوشه چشمت
    سوی ما لطفی کنی پرتاب یعنی ممکن است

    چون گل پژمرده امیدم به باران ست
    تا ببارد من شوم شاداب یعنی ممکن است

    بودن در تشنگی را دوست می‌دارم، اگر
    با لبان تو شوم سیراب یعنی ممکن است

    ارس آرامی

    مهسا مجلسی

    4 روز پیش و 3 ساعت قبل

    نیمه شب من با تو و مهتاب یعنی ممکن است
    در میان دشت در یک قاب یعنی ممکن است

    تو کنار چشمه و من در کنار تو
    عکس ما افتاده توی آب یعنی ممکن است

    من خمار و تو برآری ناگهان بر دست
    یک سبوی پُر شراب ناب یعنی ممکن است

    همنوا، همگام، هم آواز هم باشیم
    من چو سیم تار و تو مضراب یعنی ممکن است

    تو شوی گرداب و گرد دامن تو من
    هر دو با هم غرق پیچ و تاب یعنی ممکن است

    پُر ز هذیانم و دارم این تمنا را که تا باشد
    مثل من روح تو هم بی تاب یعنی ممکن است

    روز و شب بر خاک افتم پیش پای تو
    من شوم عابد تو هم محراب یعنی ممکن است

    من نمی‌خواهم تو با من همنشین باشی
    من شوم بنده تو هم ارباب یعنی ممکن است

    دوست دارم که بگیرد چشم های من
    تا دم مردن تو را در قاب یعنی ممکن است

    قول دادی گاه گاه از گوشه چشمت
    سوی ما لطفی کنی پرتاب یعنی ممکن است

    چون گل پژمرده، امیدم به باران ست
    تا ببارد من شوم شاداب یعنی ممکن است

    بودن در تشنگی را دوست می‌دارم، اگر
    با لبان تو شوم سیراب یعنی ممکن است

    #ارس_آرامی

    ادامه... دوستان
    • amir am
    • mohsen saberinasab
    • siavash nice
    • Amir Habibi
    • سهیل کیان
    • ارمان سهیلی
    • daniall dd
    • رامین کامرانی
    • حسین آقا
    • پرنا توسلی
    • LEYLA ~
    • عباس علیپور
    • reza abasi
    • ارش ازاد
    • علیرضا امیری
    • رضا1987 حسینی
    98 هواداران