پخش زنده

  • ▫️جان دلم اے ڪاش حداقل در یڪ شهر بودیم تا ڪَاهی بی مقدمہ از دور چشمانت را میدیدم ؛ یا پشت سرت می‌آمدم ڪَوشیت زنڪَ میخورد و من طعم خوش صدایت را بو میڪردم !! دلم براے چشمانت صدایت دستانت براے عشق من ڪَفتن هایت تنڪَ شده اے ڪاش بودے

    مریم صالحی

    2 دقیقه پیش

    برگشتنت مثلِ آن دست که تکان می‌دهی وُ می‌روی وُ بعد می‌فهمند آخرین دستی بوده که به خداحافظی بالا بُردی وُ دیگر دستی تکان داده نخواهد شد...!