پخش زنده

  • ‍ پاک کنید... گذشته ی تمام شده را... اگر عکسی دارید که شمارا به عمق گذشته بر میگرداند... اگر نوشته ای از رفته ها دارید... اگر گلی خشک شده در گلدان گوشه اتاق شمارا ساعتها به رویاهای دور تمام شده میکشاند... پاک کنید...! گذشته ای که تورا متوقف میکند... مانع از جریان انرژیهای جدید است... پاک کنید انرژیهای صرف شده و تمام شده را... راه را برای انرژیهای تازه باز کنید... برای رویاهای تازه... آدمهای تازه... راه را برای زندگی تازه تر باز کنید...

    اینو همیشه یادت باشه؛ خودش باید ارزشتو بدونه نه اینکه تو بدویی بجنگی، حرص بزنی تا ثابت کنی جایگاهتو... باید یادبگیری یه پایان تلخ بهتر از یه تلخیه بی پایانه باید یاد بگیری ترس از تنهایی احمقانه ترین دلیل باقی موندن تو یه رابطه پوچ و بیهودس...

    maryam (‌مدیرسرای شادی)

    1 دقیقه [سرای شادی]
  • نیستی! آغوش من احساس سرما می کند پنجره تن لرزه هایم را تماشا می کند صبح تا شب در اتاق کوچکی زندانی ام هر کسی با من سر این عشق دعوا می کند زخم بر خود می زنم ، تا درد از حد بگذرد بعد تو تنها مرا اندوه ارضا می کند می گذارم سر به روی شانه ی تنهایی ام غم بساط اشک هایم را مهیّا می کند بالشی که شاهد هق هق زدن های من است توی گوشم با همان لحن تو نجوا می کند حال دنیایم وخیم است و نگاهم عشق را از سکوت کهنه ی عکست تمنا می کند بی تو بر تصویر تلخ زندگی زل می زنم مرده ای در آینه گاهی تقلا می کند.. ♥️ M ♥️