- جوجه

(joojeqy@)

- جوجه

3 هفته پیش, 1 روز

گفت بعدِ رفتنش یه بار تو خیابون دیدمش غرورم اجازه نداد نزدیکش شم و سوالایی که تو ذهنم بود رو ازش بپرسم ...
خاکستر سیگارشو ریخت تو جاسیگاری و ادامه داد بعد اون روز یه بار دیگه دیدمش !
ماه‌ها از اون روزا گذشته بود و من تصمیم گرفتم این بار برم برای سوالای بی‌جوابم یه جوابِ درست و حسابی پیدا کنم !
نگام کرد و ساکت شد ...
بغض داشت !
گفتم چیشد دکتر گفتی ؟!
اون چی گفت ؟!
گفت همین که خواستم نزدیکش شم ...
دیدم یکی دیگه اومد دستاشو محکم گرفت !
انقدر محکم که انگار اون دو تا دستایی که یکی شده بودن و کوبیدن تو قلبم ، یه طوری که انگار صدای خورد شدنِ قلبم به
گوشش رسید ...
برگشت نگام کرد ولی مثلِ قبل که نه !
سردِ سرد ...
یه کام دیگه گرفت ، از نگاش فهمیدم منو بد پاک کرده ...
رفتم ولی پاکش نکردم !
نه خودشو، نه چیزایی که قرار بود ازش بپرسم رو ...
خندید ، از اون خنده تلخا !
اشکامو پاک کردمو رفتم !="}
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بعد 3 سال:) چقدر یهو بسته شدن هم میهن از هم دورمون کرد..

  • امید کرم زاده : چه بد

    2 هفته پیش

  • سر بهوا : جوجو (bye) (bye) (bye) (bye)

    2 هفته پیش, 1 روز

  • حامد ،،،. : سيگار بده

    2 هفته پیش, 1 روز

ادامه... دوستان
  • Crazy -
132 هواداران