♡ꫝⅈꪜꪖ 76

(hivaaaa76@)

♡ꫝⅈꪜꪖ 76

8 ساعت پیش و 56 دقیقه قبل [★محـ؋ـل خوزستان ★]
  • پاییز عشوه کنان می آید و تاج بر سر انار می نهد و انار خجل شده سرخ میشود...آن طرف باغ اما بیم سقوط رن
  • پاییز عشوه کنان می آید و تاج بر سر انار می نهد و انار خجل شده سرخ میشود...آن طرف باغ اما بیم سقوط رنگ‌از رخ باغ پرانده..
    نمیدانم پادشاهی انارِ دل خون را باور کنم یا خزان باغ را؟!
    و‌من میدانم هیچ فصلی ماندگار نیست...
    یلدا که شود انار تَرَک میخورد و سبزینه بهارکه از راه رسد باغ را تن پوش میکند...
    و‌من میدانم هیچ‌ فصلی ماندگار نیست..

    "هیوانوشت"

    • ♡ꫝⅈꪜꪖ 76 : ممنونم الناز عزیزم

      4 ساعت پیش و 42 دقیقه قبل

    • ᴇ ʟ ɴ ᴀ ᴢ ཽ࿐ ` : پاییز فصل ِ قشنگیست در هوایش شعر! دم می کشد. (ghalb)

      4 ساعت پیش و 59 دقیقه قبل

  • نبودنت دختریست عشوه گر، تازه به بلوغ رسیده که با  آرایش غلیظ پشت لب دارد ...
 و نماندنت شیخیست چاق
  • نبودنت دختریست عشوه گر، تازه به بلوغ رسیده که با آرایش غلیظ پشت لب دارد ...
    و نماندنت شیخیست چاق با ریش نامرتب و دندان های زرد که سر سفره افطار مدام دهن دره میکند...
    هر دو‌دلم را میزنند...

    "هیوانوشت"

    • آریا بینظیر : در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست/ می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست/ می نشینی روبه رویم خستگی در می کنی/ چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست/ باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است؟/ باز می خندم که خیلی...!گرچ

      12 ساعت پیش و 23 دقیقه قبل

    • ♡ꫝⅈꪜꪖ 76 : قشنگ‌بود ممنونم‌

      12 ساعت پیش و 25 دقیقه قبل

    • آریا بینظیر : کسی که لکه فقط روی ماه می بیند/ مسلم است تو را روسیاه می بیند/ نرنج از اینکه فلانی بد از تو می گوید/

      12 ساعت پیش و 36 دقیقه قبل

  • خوشا آن ساعت که نشیند دوست با دوست (doghalb) 

#پست_موقت
  • خوشا آن ساعت که نشیند دوست با دوست

    #پست_موقت

    • آریا بینظیر : من راه حل های زیادی دارم تا در لحظه های مختلف چطور رفتار کنم/ اما اینها هیچ کدام به درد من نمی خورد وقتی دلم برایت تنگ می شود/

      12 ساعت پیش و 36 دقیقه قبل

    • احسان ا : چه عکس جالبی:)

      1 هفته, 1 روز

    • ♡ꫝⅈꪜꪖ 76 : ممنونم‌

      1 هفته و 2 روز قبل

    ♡ꫝⅈꪜꪖ 76

    2 هفته پیش و 3 روز قبل [★محـ؋ـل خوزستان ★]
  • نمیدانم دماغ داشت یا چشمه جوشان؟
نازنین را میگویم،همبازی من،دختر لوس همسایه که اگر جیغ ممتد مادرش ن
  • نمیدانم دماغ داشت یا چشمه جوشان؟
    نازنین را میگویم،همبازی من،دختر لوس همسایه که اگر جیغ ممتد مادرش نبود حمام هم نمیرفت...
    همان که دردانه ی بابا را فریب داد،گفت این بار من شنل قرمزی باشم و من شنل از تن کندم و تقدیم هیکل قناسش کردم،چه میدانستم فریب است و من را به آغوش حوض پرت میکند؟
    بعد از کتک کاری با ماهی قرمز تبی ناجور عایدم شد،
    مادربزرگ‌یک شبه عطارِ محل را پولدارکرد و در آخر صدقه درمانم شله زرد تجویز کرد...همه همسایه هارا کاسه دادم.. مادربزرگ‌گفت نازنین هم دیدی؟گفتم به آنها نذر نمیدهیم، سرخی تبش مرا گلگون کند و زردی شله به او رسد؟
    کاسه به دست من را فرستاد و گفت تو نونِ دلت را بخور و من به حکمِ انتقام چنگی به یاحسینِ دارچینی کاسه زدم،بی کلام کاسه دادم و در عقب گرد از نازنین زیرپایی نوش جان کردم..این زیرپایی نونِ دلم نبود مادربزگ جان ،چوبِ دلم بود که خوردم...بیست سال از آن روز ها گذشته وخاطرات حوض و ماهی زیر ساختمان پنج طبقه دفن شده اما این روز ها عجیب زندگی شبیه نازنین دماغو زیرِ پایم را خالی میکند و من هچنان هوس نونِ دلم را دارم...

    "هیوانوشت"

    • ♡ꫝⅈꪜꪖ 76 : خوشحالم‌ خوشت اومد

      2 هفته پیش, 1 روز

    • محمد علی : خوندنش به کنار دوس داشتم. قشنگ بود

      2 هفته پیش, 1 روز

    • ♡ꫝⅈꪜꪖ 76 : خخخخ مرسی که خوندی

      2 هفته پیش, 1 روز

  • مثل ته تغاری ای که جایش را به برادر تازه به دنیا آمده اش داده...شهریور را میگویم...هنوز از راه نرسید
  • مثل ته تغاری ای که جایش را به برادر تازه به دنیا آمده اش داده...شهریور را میگویم...هنوز از راه نرسیده و عرقش خشک نشده ساز آمدن پاییز میزنند...حسادت دیوانه اش کرده...کمی پاییز میشود و کمی تابستان...همه آمدن ها هم که پاییز گذاشته اند ...کسی شهریور نمی آید که نمی آید...آن ها هم که قصد رفتن دارند شهریور میروند ، که مبادا پاییز خاطره شود..حق هم دارند..خاطرات پاییز را حتی با باران زمستان هم نمیشود شُست...
    کسی حتی به شهریور تازه از راه رسیده یک فنجان چای هم نمیدهد..حق هم دارند..کسی با گرمای تابستانی چای نمیخورد که...
    پدر هم که راه به راه کولر را خاموش میکند...حق هم دارد...شب خنک میشود که...
    شهریور به تنهایی یک‌فصل شده...
    ...فصل بلاتکلیفی....

    "هیوا نوشت"

    • ♡ꫝⅈꪜꪖ 76 : ممنونم

      2 هفته پیش و 2 روز قبل

    • دایــی امــیـرحــسـین : لایک داری ...

      2 هفته پیش و 2 روز قبل

    • حامد ،،،. : واووو

      2 هفته پیش و 3 روز قبل

  • گفته بودند که به موسی ید بیضا دادی 
از زمین بردی محمد به معراج دادی 
روزگارت پیر کرد مارا تو جوانی
  • گفته بودند که به موسی ید بیضا دادی
    از زمین بردی محمد به معراج دادی
    روزگارت پیر کرد مارا تو جوانی به زلیخا دادی
    بت شکسته سوختیم و پای ابراهیم گلستان دادی
    زچه کوتاه کردی ،دستِ مارا ز خرامیدنِ خود؟
    ما که معراج نبردی و از بهر یه سیب ،
    کردی مارا به هبوط راهی...
    سجده کردیم که یارب ما کنارت هستیم ،
    تو مداوم فریاد احد سردادی ...
    باز کردیم کتابت هر ورق مارا ترس دوزخ دادی...
    مؤمنین را شرط پاکی قولِ جنت دادی ،
    حرام بر ما شراب کردی و میدانیم که خود آنجا داری ...
    عده ای را وصل دادی ، عده ای خون جگر
    یارِ خود میخواستیم و قول حوری دادی...
    باز میگوییم غلط کردیم هرچه دادی دادی
    روزگارت را بگو‌ خطی ز سرنوشتِ ما مرتب بنویس ،
    میتوانی ،خبرم هست به علی قدرت خیبر دادی...

    "هیوا نوشت"

    • حامد ،،،. : خخخخ. خيلي وقته اخه داري گريه ميكني.... 3 هفته اخه؟؟؟

      2 هفته پیش و 3 روز قبل

    • ♡ꫝⅈꪜꪖ 76 : چون میدونستم میخوای کامنت بذاری:)

      2 هفته پیش و 3 روز قبل

    • حامد ،،،. : چرا گريه ميكني حالا توو عكس؟ۀ

      2 هفته پیش و 3 روز قبل

    ♡ꫝⅈꪜꪖ 76

    1 ماه و 3 هفته قبل [⭐FC Esteghlal⭐]
  • ⭐⭐FC Esteghlal
هر چیز که آرزویتان است برگیست ز خاطرات سرور 

پ ن:علی حیفم اومد تو صفحم پست با لین
  • ⭐⭐FC Esteghlal
    هر چیز که آرزویتان است برگیست ز خاطرات سرور

    پ ن:علی حیفم اومد تو صفحم پست با لینک گروهت نباشه
    #پست_موقت [لینک]

    • کبوتر خسته : عاشق این آهنگم

      3 هفته پیش و 3 روز قبل

    • ♡ꫝⅈꪜꪖ 76 : به شب نشینی خرچنگ‌های مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال پرست؟

      3 هفته پیش و 4 روز قبل

    • کبوتر خسته : الانو بگو

      3 هفته پیش و 4 روز قبل

  • یک عمر سرم را روی پای زندگی گذاشتم و هر شب در گوشم پند و‌حکایت خواند و به جای موهایم با سرنوشتم بازی
  • یک عمر سرم را روی پای زندگی گذاشتم و هر شب در گوشم پند و‌حکایت خواند و به جای موهایم با سرنوشتم بازی کرد...
    بیا عزیزترینم..بیا که سر روی پاهایت بگذارم که به جای سرنوشتم با موهایم بازی کنی،
    بیا که من از پند و حکایت خسته ام..برایم قصه کودکانه بگو...قصه ای که کلاغه به خونه اش برسد و‌من به تو....
    و به همه آن ها که گفتند "تنهایی سکانس آخر عاشقانه هاست" دست های گره خوردمان را نشان بده....

    "هیوانوشت"

    • مدیریت و برنامه نویس : سکانس آخر عشق است من و تو جای تکراری سکانس آخر است اما دوباره حرف تکراری چگونه شرح عشق تو , چگونه تاب تنهایی چگونه من بدون تو چگونه راه تکراری

      3 هفته پیش و 2 روز قبل

    • نکهت رهسپار : ممنون ازشعر زیبا مولانا بزرگ که ارسال کردید //بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

      4 هفته پیش

    • ♡ꫝⅈꪜꪖ 76 : بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کآن چهره مشعشع تابانم آرزوست بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو آن گف

      4 هفته پیش

    ♡ꫝⅈꪜꪖ 76

    2 ماه پیش و 3 هفته قبل [★محـ؋ـل خوزستان ★]
  • عالیجناب روزگار قدم رنجه فرما و چند قدمی با منِ خسته راه بیا...
  • عالیجناب روزگار قدم رنجه فرما و چند قدمی با منِ خسته راه بیا... "چرخ گردون" هم‌گفته ام‌ کوتاه بیاید...
    "تقدیر" جان لطفا با "ترجیحم" سِت کن...
    جنابِ "خوشبختی" ، دوشیزه "دلخوشی'" و‌همچنین بانو "آرامش" شمارا به مهمانی ساده و بی آلایش زندگی ام دعوت میکنم ،تشریف فرمایی شما باعث‌خوشحالیست...

    "هیوا نوشت"

    • ♡ꫝⅈꪜꪖ 76 : سلام عزیزم ممنونم‌آره تو‌ دوستام بود ولی الان اکانتشو‌پاک‌کرده گفت که از قاسمی خواسته پاک بشه

      3 روز پیش, 1 ساعت

    • پریا فهیمی : سلام هیوا جان. خوبی؟ خوشحالم دوباره می بینمت. (ehsasi) از آقا ارسطو خبر داری؟؟

      3 روز پیش و 3 ساعت قبل

    • مدیریت و برنامه نویس : نقش خستگی ها را در نگاه من بنگر از سخن توان دانست حال دل به آسانی

      3 هفته پیش و 2 روز قبل

    ادامه... دوستان
    • مهدی بیخیال
    • فاطیماه شین
    • Arastu Pouyan
    • reza .
    191 هواداران