محفل خوبان

(mahfel_khoban )

Nima ,

13 ساعت پیش و 16 دقیقه قبل

امشب!
از همان شب هایست...
که هیچ کس را نمی خواهم
همان شب هایی که تا صبح بیدارم و فقط به یک نقطه خیره می شوم!
دلم تنهایی می خواهد
تنها تر از خدا...
دلم جای خالی می خواهد...
هوای ابری...
آسمان بغض آلود...
باران نم نم...
یاد تو...
همین کافیست!
حتی دیگر خودت را هم نمی خواهم!
گمان کنم تا آخر عمر فقط یادت کافی باشد!
خدا پشت و پناهت، هر کجا هستی
دل خود را به خاطراتت عادت داده ام، خیالت راحت!

Nima ,

13 ساعت پیش و 17 دقیقه قبل

من و دریا و مزرعه،
ماضی بعیدی بودیم ورای خودمان.
پلک ستاره گشوده شد و برای بودن ها از خودمان گریختیم....!
گاهی گریز؛
شعری می شود... برای رهایی !
سوار بر ستاره ای دنباله دار،
دور از جهان،
به انتظار تلالو چلچلراغ های احساسی که شبی زیر باران خاموش ماندند.
و گاهی گریز؛
انتخابی ست غبار آلود...به مقصد کهکشان آرامش !
من و دریا و مزرعه گریز را انتخاب کردیم.
کهکشان اما... مدتها پیش گریخته بود و امروز ،...
سالهاست که تنهاست !

مدیران گروه
ادامه... اعضاء گروه
  • * *
  • طراوت بهرامی
  • مهرشاد :-)
  • کیمیا ناجیان
  • Shahabb Shah
  • گمشده در غبار
  • باران ...
  • Nima ,
  • Reza .
  • نازنین نازنین
  • شقایق اقبالی
  • NAHID -N
  • -E-S-M -
  • مهر ی
  • NِDAٰ .
  • ali n
کاربران فعال