.. ..

(gentlmn@)
  • شيخ رجبعلي خياط رحمة الله عليه ميفرمودند:
«چشمت به نامحرم مي افتد ،اگر خوشت نيايد که مريضي ! پس اگر
  • شيخ رجبعلي خياط رحمة الله عليه ميفرمودند:
    «چشمت به نامحرم مي افتد ،اگر خوشت نيايد که مريضي ! پس اگر خوشت آمد فورا چشمت را ببند و سرت را پايين بينداز و بگو:
    يا خَيرَحَبيبٍ و مَحبوبٍ صَلِّ عَلي مُحمّدٍ و آلِه
    يعني خدايا من تو را مي خواهم ، اينها چيه، اين ها دوست داشتني نيستند ، هر چه نپايد ،دلبستگي نشايد...»

  • کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...
 ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت
  • کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...
    ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...
    وقتی بر در خانه اش رسیدم هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!
    هر چه بود باز بود...
    گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟
    ندا آمد: این را گفتم که بیایی...
    وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم!
    کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک...

    خدا جانم ! جز تو چه کسی رو داریم ؟
    ای بالاترین منبع آرامش ! به اعتبار بودنت ،در ناامیدترین لحظه ها هم میشه امیدوار بود️.‌
    تویی که دلمونو قرص میکنی و اراده مونو قـــوی میکنی تا با وجود شکست باز هم با توکل بر خودت دوباره شروع کنیم ...
    خدای خوبم ! هر جا ایمان باشه عشق هم هست و هرجا عشق باشه آرامش هم هست ، هرجا آرامش باشه تو هم هستی و هر جا تو باشی به هیچ چیز دیگری نیازی نیست...

  • وقتی زنی را غمگین میبینید 
انقدر از او نپرسید چرا غمگینی
  شاید او روزی خود را به خاطر کسی عوض کرد
  • وقتی زنی را غمگین میبینید
    انقدر از او نپرسید چرا غمگینی
    شاید او روزی خود را به خاطر کسی عوض کرده است شاید آنقدر از خودش دور شده است که حالا حالا ها باید برود تا به خودش برسد
    شاید اصلا با عشق گلاویز شده است و تمام تنش زخمهای عمیقی خورده است
    میخندد ولی چشمانش غمی خانمان سوز دارد
    میخندد که انقدر سوال پیچ نشود
    بگذارید بخندد
    روی زخمهای او که نمک زدن ندارد.
    باید او باشد غریبیش را به جان بخرد باید او بیاید اگر دیر کند اگر دیر شود روزی تنش آنقدر زخمها خواهد خورد که بیاید فقط برایش بمیرد
    از هیچ زنی نپرسید چرا غمگین است.

    .. ..

    4 روز پیش و 17 ساعت قبل

    چه وضعشه آخه..سروراتون ضعیفه..گرونه..مشکل دارین..خواهشا درست نکنید..
    این یه ذره ممبرای سایتم پشیمون میشن میپرن بعدش

  • ????اتفاقات  بدنی روزدار درطی  ۳۰ روز ماه رمضان 

????????قابل توجه روزه داران خصوصا کسانی که میخو
  • ????اتفاقات بدنی روزدار درطی ۳۰ روز ماه رمضان

    ????????قابل توجه روزه داران خصوصا کسانی که میخواهند بدنشان را پاک سازی کنند...


    ???? در شش روز نخست ماه مبارک رمضان
    حرارت بدن 5/1 درجه پایین می آید که افرادی که دارای عفونت هستند ، عفونت بدن کاهش پیدا می کند.


    ???? از روز ششم ماه مبارک رمضان تا دهم عفونت های بدن دفع می شود و همچنین کلسیم مازاد از بدن خارج میشود ، معده شروع به پاکسازی می کند و مواد زائد را خارج می کند.


    ????از روز دهم تا چهاردهم ماه مبارک رمضان پاکسازی سیستم عصبی و تقویت سیستم عصبی انجام می گیرد.

    ???? از روز چهاردهم تا بیست و یکم ماه مبارک رمضان پاکسازی عروق و قلب انجام میگیرد. غلظت خون در این روز ها پاکسازی و تخلیه می شود.


    ????از روز بیست و یکم تا سی ام ماه مبارک رمضان تمامی عفونتها و مواد زائد از بدن بیرون می رود.

    ???? در پایان ماه مبارک رمضان با بدنی سالم و تصفیه شده از مواد زائد روبرو هستیم ، به شرط تغذیه ای صحیح در ماه رمضان

  • اولین و آخرین نماز یک شهید!

یه لات بود تو مشهد. داشت می‌رفت دعوا، شهید چمران دیدش. دستش‌رو گرفت و
  • اولین و آخرین نماز یک شهید!

    یه لات بود تو مشهد. داشت می‌رفت دعوا، شهید چمران دیدش. دستش‌رو گرفت و گفت اگه مردی بیا بریم جبهه.
    به غیرتش برخورد و همراه شهید چمران رفت جبهه!

    تو جبهه واسه خرید سیگار با دژبان درگیر میشه و با دستبند میارنش تو اتاق شهید چمران.
    رضا شروع میکنه به فحش دادن به شهید چمران، وقتی دید که شهید چمران به توهیناش توجه نمی‌کنه، یه دفعه داد زد کچل با توام!

    شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: چیه؟ چی شده عزیزم؟
    چیه آقا رضا، چه سیگاری میکشی؟!! برید براش بخرید و بیارید.

    رضا که تحت تأثیر رفتار شهید چمران قرار گرفته میگه:
    میشه یه دوتا فحش بهم بدی؟! کشیده‌ای، چیزی!

    شهید چمران: چرا؟
    رضا: من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده. تاحالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه!
    شهید چمران: اشتباه فکر می‌کنی! یکی اون بالاست، هرچی بهش بدی می‌کنم، نه تنها بدی نمی‌کنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده. هی آبرو بهم میده.

    گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده بگم بله عزیزم. یکم مثل اون بشم.
    رضا جاخورد و رفت تو سنگر نشست و زار زار گریه می‌کرد. اذان شد، رضا اولین نماز عمرش بود. سر نماز موقع قنوت صدای گریش بلند بود!

    وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد. صدای افتادن یکی روی زمین شنیده شد، رضا اولین و آخرین نماز عمرش را خواند و پرکشید...!

    • .. .. : مرسی بانو

      1 هفته, 1 روز

    • بُشْرا . : تشکر از حضور شما بزرگوار

      1 هفته و 2 روز قبل

    ادامه... دوستان
    • رز احمدی
    • hesam sadp
    • بُشْرا .
    • HADI .........
    • Sheyda.. ..
    35 هواداران
    بازدیدکنندگان