فرهاد م

(frhad_m@)

فرهاد م

2 هفته پیش و 5 روز قبل [پست ثابت]

من مست می عشقم
بس توبه كه بشكستم
راهم مزن ای عابد
میخانه چه میدانی
عاشق شو و مستی كن
ترک همه هستی كن
ای بت نپرستیده
بتخانه چه میدانی
تو سنگ سیه بوسی
من چشم سیاهی را
مقصود یكی باشد
بیگانه چه میدانی
دستار گروگان ده
در پای بتی جان ده
اما تو ز جان غافل
جانانه چه میدانی
ضایع چه كنی شب را
لب ذاكر و دل غافل
تو ره به خدا بردن
مستانه چه میدانی

  • ava3

فرهاد م

2 هفته پیش

خدایا به همین لحظاتت شفای عاجل بده بعضیارو ! د آخه مرد ناحسابی دو قطبی روان پریش کدوم ادم عاقلی دوتا ایدی میسازه یه دختر یه پسر اونوقت با خودش لاو میترکونه تو کامنت:| نکنین بابا نکنین تورو خدا چه خبره اینجا شیرتو خره:))

  • فرهاد م : شما بیشتر کار درست❤️:-*:-*

    1 هفته و 2 روز قبل

  • س sami : :)) حرفاتو همچیتو عشق است

    1 هفته و 2 روز قبل

  • فرهاد م : والا :)):)) عروسک ملوسک

    1 هفته و 3 روز قبل

فرهاد م

2 هفته پیش و 5 روز قبل

من مست می عشقم
بس توبه كه بشكستم
راهم مزن ای عابد
میخانه چه میدانی
عاشق شو و مستی كن
ترک همه هستی كن
ای بت نپرستیده
بتخانه چه میدانی
تو سنگ سیه بوسی
من چشم سیاهی را
مقصود یكی باشد
بیگانه چه میدانی
دستار گروگان ده
در پای بتی جان ده
اما تو ز جان غافل
جانانه چه میدانی
ضایع چه كنی شب را
لب ذاكر و دل غافل
تو ره به خدا بردن
مستانه چه میدانی

فرهاد م

2 هفته پیش و 5 روز قبل

هرگاه دروغ ، حسادت ، ترس و منفعت در رابطه ات نبود خود را عاشق بدان ! در غیر این صورت هوس باز حسودی هستی كه از ترس تنهایی به سراغ رابطه ای موقت گریخته ای
"اشو"

فرهاد م

2 هفته پیش و 5 روز قبل

غمش را غیر دل سر منزلی نیست
ولی آن هم نصیب هر دلی نیست
کسی عاشق نمی‌بینم و گر نه
میان جان و جانان حایلی نیست
کی اش مجنون لیلی می‌توان گفت
کسی کافسانه در هر محفلی نیست
کجا گردد قبول خواجهٔ ما
غلامی راکه بخت مقبلی نیست
نشاطی هست در قربان گه عشق
که مقتولی ملول از قاتلی نیست
شرابی خورده‌ام از جام طفلی
که در خم خانهٔ هر کاملی نیست
من از بی حاصلی حاصل گرفتم
و زین خوش‌تر کسی را حاصلی نیست
سر کوی عدم گشتم که آنجا
دو عالم را وجود قابلی نیست
شدستم غرق دریایی که هرگز
غریقش را امید ساحلی نیست
من و آن صورت زیبا فروغی
که این معنی به هر آب و گلی نیست

  • فرهاد م : ❤️

    2 هفته پیش, 1 روز

  • س sami : (khejalati)

    2 هفته پیش, 1 روز

  • س sami : جون قربون گوشادا چشاد ماچچچچچ:-*

    2 هفته پیش و 2 روز قبل

فرهاد م

2 هفته پیش و 5 روز قبل

بگذار که تا می‌خورم و مست شوم
چون مست شوم به عشق پا بست شوم

پابست شوم به کلی از دست شوم
ار مست شوم نیست شوم ، هست شوم

فرهاد م

2 هفته پیش و 5 روز قبل

❤️❤️

ما و هوس شاهد و می تا نفسی هست

کی خوشتر از این در همه عالم هوسی هست

ای خواجه بهش باش که با آن لب می نوش

گر باده به اندازه ننوشی عسسی هست

گر مرد رهی با خبر از نالهٔ دل باش

زیرا که به هر قافله بانگ جرسی هست

یا قافله سالار ره کعبه ندانست

یا آن که به صحرای طلب بار بسی هست

تنها نه همین اسب من اول قدم افتاد

کافتاده در این بادیه هر سو فرسی هست

خواهی که دلت نشکند از سنگ مکافات

مشکن دل کس را که در این خانه کسی هست

از دیدهٔ دلسوختگان چهره مپوشان

ای آینه هشدار که صاحب نفسی هست

تا داد مرا از تو ستمگر نگرفتند

کس هیچ ندانست که فریادرسی هست

مرغ دلم از باغ به تنگ است فروغی

تا حلقهٔ دامی و شکاف قفسی هست

فرهاد م

2 هفته پیش و 5 روز قبل
  • عشق را بی معرفت معنا مکن
زر نداری مشت خود را وا مکن

گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گلها زشت یا زیب
  • عشق را بی معرفت معنا مکن
    زر نداری مشت خود را وا مکن

    گر نداری دانش ترکیب رنگ
    بین گلها زشت یا زیبا مکن

    خوب دیدن شرط انسان بودن است
    عیب را در این و آن پیدا مکن

    دل شود روشن زشمع اعتراف
    با کس ار بد کرده ای حاشا مکن

    ایکه از لرزیدن دل آگهی
    هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن

    زر بدست طفل دادن ابلهیست
    اشک را نذر غم دنیا مکن

    پیرو خورشید یا آئینه باش
    هرچه عریان دیده ای افشا مکن

    ای بس آبادی که بوم یوم شد
    بر سر یکمشت گل دعوا مکن

    چون خدا بر تو خدائی میکند
    اضطراب از روزی فردا مکن

    متحد گردید و طوفان شد نسیم
    دوستی با بیسر و بی پا مکن

    پشت بر محراب دل کردن خطاست
    قامتت را جای دیگر تا مکن

    چون بشمعی میرسی پروانه باش
    وز نگاه این آن پروا مکن

    پیش بیرنگان که مست حیرتتند
    گر دورنگی میکنی با ما مکن

    گر زآب برکه میترسی پریش
    دعوی غواصی دریا مکن

    فرهاد م

    2 هفته پیش و 5 روز قبل
  • باران که شدى مپرس ، این خانه‌ی‌ کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه‌ یکیست

باران که شدى، پیاله‌ها را نش
  • باران که شدى مپرس ، این خانه‌ی‌ کیست
    سقف حرم و مسجد و میخانه‌ یکیست

    باران که شدى، پیاله‌ها را نشمار
    جام و قدح و کاسه و پیمانه‌ یکیست

    باران! تو که از پیش خدا مى‌آیی
    توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست

    بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
    شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست

    با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى❤️
    حمد و فلق و نعره‌ى مستانه یکیست❤️

    این بى‌خردان، خویش، خدا مى‌دانند
    اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

    از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار
    در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست

    گر درک کنى خودت خدا را بینى
    درکش نکنى , کعبه و بتخانه یکیست

    فرهاد م

    2 هفته پیش و 5 روز قبل
  • اگر که درد، از این گریه تا عصب برسد

اگر که عشق، لبالب شود به لب برسد

که سال ها بدوی، قبل خط ّ
  • اگر که درد، از این گریه تا عصب برسد

    اگر که عشق، لبالب شود به لب برسد

    که سال ها بدوی، قبل خط ّ پایانی

    یواش سایه ی یک مرد از عقب برسد

    شبانه گریه کنی تا دوباره صبح شود

    که صبح گریه کنی تا دوباره شب برسد!

    که هی سه نقطه بچینی اگر... ولی... شاید...

    کسی نمی آید، نه! کسی نمی آید

    ادامه... دوستان
    • س sami
    • * خورشید*
    28 هواداران