سکـــــــوت ...

(@desert)

سکـــــــوت ...

1 هفته و 6 روز قبل [پست ثابت]

خش خش ، صدای پای خزان است ؛
یک نفر ،
در را به روی حضرت پاییز وا کند . . .





علیرضا بدیع

سکـــــــوت ...

2 ساعت پیش و 17 دقیقه قبل

خدا كند انگورها برسند
جهان مست شود
تلوتلو بخورند خیابان‌ها
به شانه‌ی هم بزنند رئیس‌جمهورها و گداها...
مرزها مست شوند،
برای لحظه‌ای
تفنگ‌ها یادشان برود دریدن را
كاردها یادشان برود بریدن را،
قلم‌ها آتش را آتش‌بس بنویسند.
خدا كند مستی به اشیاء سرایت كند
پنجره‌ها دیوارها را بشكنند
و برای چندلحظه
دنیا مست شود از صلح و دوستی
عید باشد همه‌جا و همه وقت!

الیاس علوی

سکـــــــوت ...

3 روز پیش, 1 ساعت

بعضی چیزها را
باید سروقت خودش داشته باشی ...
وقتش که بگذرد ،
دیگر بود و نبودش برایت فرقی نمیکند !
چون به نبودنش عادت کرده ای
و یاد گرفته ای چگونه بدون اینکه داشته باشی اش ، زندگی کنی ...
بعضی چیزها ، مثل حس ها و تجربه ها ، دوره ی خاص خودش را دارد ‌‌...
مثلأ یک دوره ای
آدم دوست دارد عاشق باشد ...
مثل خیلی های دیگر کادو بخرد ،
ذوق کند ، برای کسی مهم باشد ...
وقتی نیست ،
زمانش که بگذرد ، دیگر فایده ای ندارد ...
کم کم به تنها بودن میان جمعیت بزرگ دو نفره ها عادت میکنی و یاد میگیری تنهایی حال خودت را خوب کنی ...
اینکه میگویند :
عشق تاریخ مصرف ندارد
و پیر و جوان نمی شناسد ، درست ...
اما عاشق شدن در بیست سالگی با عاشق شدن در چهل سالگی قابل مقایسه است ؟
آدم یک چیزهایی را
سر وقت خودش باید داشته باشد ...
وقتی سرزنده و شاد است ،
وقتی جوان است ...
یک چیزهایی مثل عشق
و حس و حال عاشقی ،
وقتش که بگذرد ، رنگش خاکستری میشود !
و شاید هرگز نتوانی تجربه اش کنی ،
هرگز ...

نازنین‌ عابدین پور

  • سکـــــــوت ... : تنهایی از معدود لذت هایی است که نمى توانى با دیگری قسمتش کنی ساموئل بکت

    2 روز پیش و 3 ساعت قبل

  • هلنا . : آنقدر با تنهایی انس گرفتم که دیگر زبانش را می فهمم و فهمیدم تنهایی هم می تواند عشق خوبی باشد به شرط اینکه درکش کنم

    2 روز پیش و 14 ساعت قبل

سکـــــــوت ...

5 روز پیش

عاقل نبودیم .
آنقدر عاقل نبودیم که بتوانیم حماقت کنیم. عقلمان نرسید که اینهمه آرزو نداشته باشیم. تا امروز دلمان نگیرد.
کاش تکه ای از طرحِ گیاهی بودیم روی کاشی ها. لااقل کنارِ هم تصویرِ گُلی را کامل میکردیم. نه زنده بودیم ، نه مرده ی مرده...
اما سرانجام، به زحمت از کنج دیوار، زیر سنگ، از زیر آسفالت روییدیم و لگدمال شدیم.
آنقدر عاقل نبودیم، که بتوانیم احمق باشیم.

معین دهاز

  • سکـــــــوت ... : درود شب بخیر گاهی باید یک دایره بکشی و بنشینی درونش. بگذار به حال خودش زندگی را، و هیاهوی آدم ها را... بنشین کنار سکوتت و یک فنجان چای به خودت تعارف کن...

    4 روز پیش و 2 ساعت قبل

  • هلنا . : سلام صبحتون بخیر......دنیا بدهکار من است تمام صبح‌هایی را که ‌طعم تلخ چای را تنهایی چشیدم

    4 روز پیش و 16 ساعت قبل

سکـــــــوت ...

5 روز پیش, 1 ساعت

گم شدن را در خانه تمرین می کردیم
توی کمد،پشتِ لباس ها
پشتِ مبل،بعد ها در خیابان
پیاده رو ها،کافه ها
و بعد توی خودمان

آباعابدین

سکـــــــوت ...

5 روز پیش, 1 ساعت

درون مـرا هیـچ کـس
نمـی توانـد ببینـد
حتـی نزدیـک تریـن کسـانِ مـن!
تـازه چـه مـی تـوانند بـکنند ؟!!
در نهـایت احسـاس همـدردی ...

محمود دولت آبـادی

سکـــــــوت ...

5 روز پیش, 1 ساعت

آدم‌ها
عطرشان را با خودشان مي‌آورند
جا مي‌گذارند
و مي‌روند‌‌
آدم‌ها
مي‌آيند و مي‌روند
ولي
توي خواب‌هاي‌مان مي‌مانند‌
‌ آدم‌ها
مي‌آيند و مي‌روند
ولي
ديروز را با خود نمي‌برند‌‌
آدم‌ها
مي‌آيند
خاطره‌هايشان را جا مي‌گذارند
و مي‌روند‌‌
آدم‌ها
مي‌آيند
تمام برگ‌هاي تقويم بهار مي‌شود
مي‌روند
و چهار فصل پاييز را
با خود نمي‌برند‌‌
آدم‌ها
وقتي مي‌آيند
موسيقي‌شان را هم با خودشان مي‌آورند
و وقتي مي‌روند
با خود نمي‌برند‌‌
آدم‌ها
مي‌آيند
و مي‌روند
ولي
در دلتنگي‌هايمان‌‌
شعرهايمان‌‌
روياي خيس شبانه‌‌مان مي‌مانند‌‌‌
جا نگذاريد
هر چه مي‌آوريد را با خودتان ببريد‌
به خواب و خاطره‌‌‌ي آدم برنگرديد ...

هرتا مولر

ادامه... دوستان
  • مونا ...
  • ستاره ی درخشان
  • آرزو معین
  • " persephone " تجلّی
  • فاطمه _
  • "وفا" .
  • هلنا .
  • پریسان بانو
53 هواداران