دریا .

(@darya1362)

دریا .

11 ماه پیش, 1 هفته

این روزها که هیچ چیز و هیچ کس حال آدم را
خوب نمی کند، به یک عدد پناه نیازمندیم...
کسی که در کنج آغوشش بخزیم
و پشت پا بزنیم به همه دلتنگی ها...
کسی که در سایه نوازش دستانش نیشخند بزنیم
به غم ها و غصه ها...
باید کسی باشد که جلوی پوسیدنمان را بگیرد،
زخم های روحمان را وصله بزند،
این طور پیش برود متلاشی می شویم
روزگار بدی شده
پناه کم شده ... نه که کم شده باشد، نیست آقا !
موجود نیست...
اگر پناه دارید خوشا بحالتان! دو دستی بچسبیدش!
شما را به خدا کنارش بگذارید برای روز مبادا!
بالاخره برای همه یک روز مبادایی هست

دریا .

11 ماه پیش, 1 هفته

تو‌را میخواهم برای پیری
برای روزهای دل مرده
برای شب های تنهایی!
تو‌ را میخواهم برای جوانی
برای تنها با تو بودن
برای به تو‌ متعهد بودن
برای عشق برای خواب برای بیداری!!
تو‌ را میخواهم برای تمام فصول سال
برای تمام روزها برای تمام ساعت ها!
من تو‌ را میخواهم برای تمام لحظه ها
چشم بر هم زدن ها نگاه ها !!!♥️
#محسن‌دعاوی

دریا .

11 ماه پیش, 1 هفته

آرامش می‌تونه برقِ تو نگاهش باشه
وقتی در باز می‌شه و میاد تو
آرامش می‌تونه یک جور عَطرِ خاص باشه
که وقتی بغل دستت می‌شینه بوش می‌پیچه
توی بینیت و سَر مَستِت می‌کنه …
آرامش می‌تونه لبخند رو لباش باشه
وقتی بهش غر می‌زنی
آرامش می‌تونه یک جُفت پا باشه
که وقت خستگیات،سَرِت رو بزاری روشون
یا یک جُفت دست
که بره بینِ خَرمَنِ موهاتُ گُم بشه♥️

  • علیرضا امیری : عالی

    11 ماه پیش, 1 هفته

دریا .

11 ماه پیش, 1 هفته

‌‌
میشه درون قلب مهربونت،
دور از هرکسی که میخواد بینمون سرکشی کنه،
یک جای امن و راحت درست کنی؟
که فقط من باشم، که فقط تو باشی،
که فقط بینمون یک دنیا عشق باشه،
و یک خیال راحت، برای همه روزهایی که
کنارت آروم‌ترین آدم این دنیا هست

دریا .

11 ماه پیش, 1 هفته

قرارمون باشه یه عصرِ بارون‌خورده‌ی پاییزی،
یه پیاده روی خلوت که دستمو بگیری
و تا بیام بگم خسته شدم،
بگی یه کم دیگه‌م قدم بزنیم.
که طبقِ معمولِ پاییز که آدم سردرنمیاره چی بپوشه،
لباس گرم نپوشم و یهو باد شه یخ کنم و بگی
بدوییم گرمت شه تا برسیم به اولین کافه و بریم
بشینیم قهوه با طعم لبخند و نگاه بخوریم..
قرارمون باشه پاییز اونجا که هوهوی باد صدامونو
تو خودش گم میکنه و جوری همو بغل میکنیم
باد نتونه از بینمون رد شه و
من جوری که نفسام بخوره به گردنت،
زیرِ گوشت بگم:
دیدی ما رسمِ پاییزو عوض کردیم؟
دیدی پاییز فصلِ اومدنه نه رفتن؟
آخه منی که به این دنیاام تو پاییز اومدم،
از دنیای کی تو پاییز دل بکنم برم؟
پاییز فصل اومدنه نه رفتن.
اینو از هوای عاشقانه‌ هر عصرش و عکسای
نارنجیِ دونفره‌شم میفهمن همه و
خودشونو میزنن به اون راه..
پس قرارمون شد پاییز. باشه؟♥️
#مانگ‌میرزایی

دریا .

11 ماه پیش, 1 هفته


خانه‌ی بی‌عشق خانه نیست، چهاردیواری بسته‌ای‌ست!
خانه مردی را میخواهد، تا وقتی زنی دلتنگ شد
حالت چشمانش را بخواند،
پای عقل و منطق را وسط نکشد،
محکم در آغوش بگیردش، آنقدر که تمام شود
اشک‌های دلتنگی. خانه زنی را میخواهد،
پُر از دوست داشتن‌های بی‌مرز،
تا مردی برای دیدن روی ماهش تمام راه را دوتا
یکی طی کند. خانه‌ی بی‌عشق، خانه نیست.
خانه عشق و امنیت میخواهد.
امیدهای روشن و آغوشی مطمئن میخواهد♥️

دریا .

11 ماه پیش, 1 هفته

گاهی امنیت همه اش خلاصه می شود
به یک آغوش امن،
به یک بوسه از ته دل،
به یک دوستت دارم ناب،
به یک دلم برایت تنگ شده،
به یک چشمهایت چرا نم دارد،
به یک من اینجایم، دلم آنجاست که تو هستی.
امنیت ساده تر از آن چیزی ست که خیالش را می کنی،
یک لبخند است برای "او"ی زندگی ات
یک دستانم را محکم بگیر، ما هم را داریم.
امنیت تنها مختص مرد نیست،
بلکه زن هم امنیت است،
امنیت مهر و امنیت عشق،
امنیت مراقبه از رابطه.
و باور کن هیچوقت معجزه عشق جوانه نمی زند،
مگر امنیت خاطری باشیم برای "او"ی زندگی مان

دریا .

11 ماه پیش, 1 هفته


کاش یکی باشه که با اون مثل خود خودت باشی.‌
همونطور که توی خلوتت هستی.
درست مثل خودت و آینه.
به دور از ترس و خجالت. براش حرفات رو بزنی،
کنارش از ته دل بخندی،
جنب و جوش داشته باشی،
حتی گاهی کنارش به بدترین شکل ممکن
گریه کنی. یکی که نگران قضاوت کردنش نباشی،
خودت باشی و خودش!
یه رفیق واقعی که تمام نداشته‌هات رو
با مهربونیاش پُر کنه، و تو در کنارش از ترس
قضاوت، وادار به تظاهر نشی

دریا .

11 ماه پیش, 1 هفته

.
روزی از پسِ این فصل تنهایی کسی خواهد‌آمد
که نه شباهتی به شوالیه‌ها دارد نه به شَهزادهِ آرزوها
نه مدلِ موهایش از آن مدل‌هایست که آدم را
به مرز جنون‌ میکشاند و نه قدی بلند دارد که دلبری کند
کسی خواهد آمد که هیچ شباهتی به مردِ آرزوهایِ
دخترانه ات ندارد نه چشمانی مغرور دارد و نه لبخندی
جذاب و حتی شاید عطرِ تلخی هم نزده‌باشد که دلت را
زیر و رو کند کسی خواهد آمد با موهایی پریشان و
احتمالا فرفری که پیراهنِ چهارخانهِ به تن دارد و
عوضِ عطری تلخ و مردانه بویِ خاکِ باران خورده میدهد
کسی خواهد آمد که در چشمانش سادگی و‌ مهربانی
دو دو میزند و با لبخندش گونه هایش چال می افتد
کسی خواهد آمد که به جای افکارِ نو یاد گرفته است‌
روی موهایِ معشوقه‌اش تعصب داشته باشد
روزی یک آدم خیلی معمولی تر از معمولی خواهد آمد
که گند میزند به رویا بافی‌های نوجوانی‌ات
به جای اینکه با ماشینِ مشکی اش بیاید دنبالت
با یک شاخه رز میدود سمتت و تو را بی خجالت
حل میکند در آغوشش ...
جای اینکه تو را با دعوت به یک رستوران شیک سورپرایز
کند برایت بستنیِ شکلاتی میخرد و تو را وادار میکند
تا بیخیالِ کثیف شدنِ لباس هایت شوی و بروید
تاب و سرسره بازی روزی کسی می‌آید که شاید بلد نباشد
با تو مثل پرنسس های انگلیسی برخورد کند اما
حتما تو را سوگلیِ خانه می‌نامد و روزی کسی
خواهد آمد که اثبات میکند عشق یک حادثه است
دخترک برایِ عاشق شدن برنامه ریزی نکن♥️
#کوثرحجازی

ادامه... دوستان
  • لیست دوستان کاربر مخفی و یا خالی است
173 هواداران