دریا .

(@darya1362)

دریا .

8 ماه پیش, 1 هفته

حرفهایم به سوی تو که می دوند
معنی شان می ریزد
مانند خجالت،
زمان بوسه!
یا مثل ترس،
وقت گفتن اولین دوستت دارم!
حرف هایم نزدیک تو رنگشان میپرد
مثل دل بعد از دیدار
مثل هوش پس از آغوش
مثل
آخر همین شعر...
آمدی...
همه اش پرید!

دریا .

8 ماه پیش و 2 هفته قبل

یک روز ،
یک جایی‌ ،
ناگهان ، این اتفاق برایِ ما می‌‌افتد!
کتاب مان را می‌‌بندیم ، عینکمان را از چشم بر میداریم
شماره‌ای را که گرفته ایم قطع می‌کنیم و گوشی را روی میز می‌گذاریم
ماشین را کنار جاده پارک می‌‌کنیم و دستمان را از رویِ فرمان بر میداریم
اشک‌هایمان را پاک می‌کنیم و خودمان را در آینه نگاه می‌کنیم
همانطور که در خیابان راه می‌رویم
همانطور که خرید می‌کنیم
همانطور که دوش میگیریم
ناگهان می‌‌ایستیم
می‌گذاریم دنیا برای چند لحظه بایستد
و بعد همانطور که دوباره راه می‌رویم
و خرید می‌کنیم
و شماره می‌‌گیریم
و رانندگی‌ می‌کنیم
و کتاب می‌خوانیم
از خودمان سوال می‌کنیم
واقعا از زندگی‌ چه می‌خواهم؟؟؟
به احتمالِ قوی از آن روز به بعد اجازه نمی‌‌دهیم ، هیچ کسی‌، هیچ حرفی‌، هیچ نگاهی‌ ، زندگی‌ را از ما پس بگیرد!

دریا .

8 ماه پیش و 2 هفته قبل

هر لبخندی را که نمی‌شود قاب کرد.
هر برق نگاهی که به دل نمی‌نشیند.
هر آغوشی که امن نیست.
دوست‌داشتن باید اصیل باشد.
آدم‌اش باید ریشه‌دار باشد.
تا در او بمانی و پای رفتن‌ نداشته باشی.
این‌که زندگی را در چشمانش ببینی.
این‌که حافظه‌ی عاطفی‌ات را پاک کند و از نو خاطره بسازد.
این‌که قدرت آدمیت‌اش تو را در کنارش نگه دارد.
این‌که تردیدت را کنار بگذاری.
این‌که دیگر به عقب برنگردی.
هرگز به عقب برنگردی.
این است جادوی عشق.

#شیما_سبحانی

  • -she- ‌ : سلام لایک و محبوبین

    1 ماه

ادامه... دوستان
  • لیست دوستان کاربر مخفی و یا خالی است
175 هواداران