علی (بابک ) احمدی

(babahhadeseh@)

علی (بابک ) احمدی

13 دقیقه پیش [پست ثابت] [شاعرانه های حادثه]
  • مُهر صدارت

    گر بگویند که عشق تو شرارت باشد
    بوسه چیدن ز لَبَت عین رذالت باشد

    خیره گشتن به دو چشمان پُر از آتش تو
    به زمین و به زمان همچو اِهانت باشد

    وضع گردد چو دگر بار ، هوای تو کنم
    حاصلش رنج وغم و درد ومرارت باشد

    هر زمانی و مکانی ز تو گویم سخنی
    این زبان قطع به تاوان جسارت باشد

    یا بگویند پرستیدن چشمت کفر است
    اینچنین عشق ،نشانی ز حقارت باشد

    بر در خانه اگر نقش رُخَت آویزم
    بُت پرستی بُوَد ، از بیخ وقاحت باشد

    حکم یک بار دگر با توهم آغوش شد
    چوبه دار بُوَد، چون که جنایت باشد

    به خداوند قسم باک نباشد هیچم
    مرگ در راه وصال تو عبادت باشد

    کیفر و رنج و غم و درد و همی چوبه دار
    بی اثر گردد اگر با تو رفاقت باشد

    شود آیا به سَرِ کوی تو چاکر باشم؟
    سِمَتِ نوکریت مُهر صدارت باشد

    آن هوایی که در آن عطر نفس های تو نیست
    چون شرنگی ست که عاری ز سلامت باشد

    ای خوش آن بوسه که بی اِذن تو،من بستانم
    و تو با خنده بگویی که حرامت باشد

    نزد عاشق سخن از عاقبت کار خطاست
    عشق دردی ست که درمان جراحت باشد

    خوش بُوَد (حادثه) ر [لینک]
    [ادامه...]

    • ava3

    علی (بابک ) احمدی

    5 روز پیش [محفل خوبان]
  • هر گاه خواستیم بی ارزش نبودن دل را بیان نماییم ،گفتیم دل که پیراهن تن نیست

ولی با خود می اندیشم،ا
  • هر گاه خواستیم بی ارزش نبودن دل را بیان نماییم ،گفتیم دل که پیراهن تن نیست

    ولی با خود می اندیشم،اگر دل انسان اندازه پیراهنی در چشممان ارزش داشت پس از

    واگذاری هرگز باز پس نمی گرفتیم . افسوس


    قد پیراهنِ تن ، دل اگر ارزش داشت وقت دادن شرط می شد که نمی گیریم پس

    بابک حادثه

  • وقتی دمای عشق تو سرد می شود
حال و هوای خانه پر از درد می شود

وقتی تو رنج می کشی بهار مُهمل است
  • وقتی دمای عشق تو سرد می شود
    حال و هوای خانه پر از درد می شود

    وقتی تو رنج می کشی بهار مُهمل است
    گُل هی شکوفه می کند و ، زرد می شود

    در کوچه باغ دلم با شک قدم نزن
    جز تو هر آنکه از این سرا گُذَرَد طرد می شود

    آنگه که بغض می کنی زمان ثابت است
    کوه از نفیر ناله تو گرد می شود

    خورشید کز ازل سوخت و آواره مَه شد
    از غمزه ات دور مدار رها کند و دوره گرد می شود

    یک آن اگر عارف به غَمیش تو بر خورد
    حق را کند انکار وهمی هرزه گرد می شود

    نام آورم افشا نما راز جمال خویش
    کز ناز تو حور جنان دلسرد می شود

    تکلیف بنده هم که هماره غاز چرانی است
    تاس دل لیلاج ما همیشه فرد می شود

    (بابک حادثه) [لینک]

    ادامه... دوستان
    • sogol ....
    • کوروش احمدی
    • MAMMUT @
    • HADI .........
    • امیر قاسمی
    57 هواداران
    بازدیدکنندگان