Arastu Pouyan

(arastu-pouyan@)

Arastu Pouyan

2 روز پیش و 22 ساعت قبل
  • *حکایت*
روزی شیخی فرزانه ﺍﺯ فقیری آلت بخت ﭘﺮﺳﯿﺪ:
  • *حکایت*
    روزی شیخی فرزانه ﺍﺯ فقیری آلت بخت ﭘﺮﺳﯿﺪ: "ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺕ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ؟"
    مرد فقیر با حالتی زود انزال گونه ﮔﻔﺖ : "ﭼﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ! ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﺯﻭﺭِ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﮐﻮﺯه ی ﺳﻔﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺳﯿﺼﺪ ﺳﺎﻟﻪ ﯼ ﺍﺟﺪﺍﺩﻡ ﺑﻮﺩ ﺑﻔﺮﻭﺷﻢ و ﻧﺎﻧﯽ ﺗﻬﯿﻪ ﮐﻨﻢ ."
    شیخ همزمان با خاراندن بیضه و با کمی اخم ﺯﻣﺰﻣﻪ ﮐﺮﺩ :
    "ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺳﯿﺼﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﮐﻨﺎﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ و ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﺎﺳﭙﺎسی میکنی؟"
    مرد فقیر که از حکمتِ این مسأله انگشت به باسن شده بود رو به شیخ گفت :
    " آلتم با تمامی متعلقاتش در دهانت .."
    شیخ فرزانه گفت : ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﯿﺴﺖ!؟
    فقیر ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﻬﻞ ﺳﺎﻝ نزد ﻣﻦ به ﺍﻣﺎﻧﺖ مانده بود...

    *نتیجه داستان :
    هیچگاه یاوه گویی مکنید تا دهانتان با آلتُ الکبیر مورد گایشُ الشَدید قرار نگیرد..

    • Arezoo Sah : اره لعنتی رو همون حساب

      1 روز و 19 ساعت قبل

    • Arastu Pouyan : اون موقع است که خوش به حال شیخ منبر نشین میشه. بهشت برین با تمام و کمال به کامش میشه. بخاطر‌ همین باید نقش فقیر رو به یه مرد داد. چاره ای نبود آرزو

      2 روز پیش و 14 ساعت قبل

    • Arezoo Sah : بهتره بگم حسودیم شد به اقای فقیر تونست خشم رو نشون بده بگه قدرت دارم تو فکر کن یه خانوم این رو بگه!

      2 روز پیش و 15 ساعت قبل

    Arastu Pouyan

    5 روز پیش و 19 ساعت قبل
  • *حکایت*
شغالی مرغ پيرزنی را دزدید ..
پيرزن در عقب او نفرين کنان فرياد زد :
 «وای!وای! مرغ ۶ کيلوي
  • *حکایت*
    شغالی مرغ پيرزنی را دزدید ..
    پيرزن در عقب او نفرين کنان فرياد زد :
    «وای!وای! مرغ ۶ کيلويی مرا شغالِ خارکُمبه برد»
    شغال از اين حرف به شدت اعصابش آلتی شد و با نهايت تعجب و غضب به پيرزن فحش خار و مار داد..
    در اين ميان روباهی به شغال رسيد و گفت :
    «ای شغال غضبناک نشو که باعث تورم بیضه ات میشود / مگر چه شده است؟»
    شغال جواب داد :
    ببين که این پیرزنِ آلت چولوکیده ، چقدر دروغگو و بی انصاف است !
    مرغی را که ۷۵۰ گرم نمی شود را ۶ کیلو جار میزند !
    روباه گفت :
    «مرغ را بده تا وزنش را بگویم»
    وقتی مرغ را گرفت ، پا به فرار گذاشت و آلتش را به شغال نشان داد و گفت :
    به پيرزن بگو مرغ را به پای من ۱۲ کیلو حساب کند!!
    و شغال آخرین حرف خود را که جمله ی "چیز ننت" بود را بدرقه راه روباه کرد و بر اثر ایست قلبی درگذشت ...

    *پند اخلاقی :
    اگر شغال بازی در بیاوری / یک روز روباهی تو را از خجالت باسن ات درمی آورد..

    • Kim Ya : مرسی اگه بودم حتما میخونم

      3 روز پیش و 14 ساعت قبل

    • Arastu Pouyan : تمام رسالت من همین یه لبخنده . دفعه بعد از آلات بیشتری استفاده میکنم که دیگه بترکی از خنده. دیگه لبخند کافیه

      3 روز پیش و 14 ساعت قبل

    • Kim Ya : اره اره

      3 روز پیش و 14 ساعت قبل

    Arastu Pouyan

    1 هفته, 1 روز
  • *حکایت*
روزی مردی آلت مغز (آلت زنانه) وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند.
کفش هایش را به زیر سر گذاش
  • *حکایت*
    روزی مردی آلت مغز (آلت زنانه) وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند.
    کفش هایش را به زیر سر گذاشت و چشمانش را بست ..
    طولی نکشید که دو نفر آلت کلفت وارد آنجا شدند.
    یکی از اون دو نفر گفت:
    طلاها را در پشت آن جعبه بگذاریم!!
    آن یکی گفت: نه. آن مرد آلت مغز بیدار است. وقتی ما برویم طلاها را برمیدارد!
    گفتند : امتحانش کنیم..کفش هایش را از زیر سرش برمیداریم و آلت مان را داخل باسنش فرو میکنیم ..
    اگر بیدار باشد حتما از شدت درد به هوا برمیخیزد!
    مرد که حرف های آن دو را شنیده بود/ خودش را به خواب زد..
    آن دو /کفش ها را برداشتند و مرد را آنچنان مورد رحمت قرار دادند که مرد از شدت درد گریست ولی هیچ واکنشی نشان نداد..
    گفتند : پس خواب است ! طلاها را بگذاریم زیر همان جعبه..
    بعد از رفتن آن دو/ مرد بلند شد و رفت که جعبه طلای اون دو نفر را بردارد..
    اما اثری از طلا نبود،، و متوجه شد که آلت سخت و تنومندی خورده و همه ی این حرف ها برای این بوده که در عین بیداری او را بنمایند و کفشهایش را بدزدند !!

    *نتیجه داستان :
    یادمان باشد در زندگی هیچ وقت خودمان را به خواب نزنیم/ تا در خواب ما را مورد رحمت قرار ندهند..

    • Arastu Pouyan : قبلنا هم همینجوری بودم . باور نمی کنید از دوستان بپرسید .. یه حکایت که این حرفا رو نداره

      5 روز پیش و 19 ساعت قبل

    • Panah Mosavi : قبلنا اینقدر واضح باز نمیکردید مسائل رو ؟؟ خودتون نیستید انگار

      5 روز پیش و 19 ساعت قبل

    • Arezoo Sah : سربلند بیرون بیا مرد

      6 روز پیش و 19 ساعت قبل

    Arastu Pouyan

    1 هفته و 6 روز قبل
  • درود بر شما..
بعضی ها دیدید میگن :
*مرد باید ساده باشه/ مرد نباید ابرو برداره/مرد نباید مو رنگ کنه
  • درود بر شما..
    بعضی ها دیدید میگن :
    *مرد باید ساده باشه/ مرد نباید ابرو برداره/مرد نباید مو رنگ کنه/ مرد نباید گونه و لب بذاره*
    چه ربطی داره عزیز من!!
    مردونگی به یه چیزه که اونم خدا رو شکر همه در حد استفاده شخصی دارن..
    زیبایی حق همه است ،،مرد هم باید خوشگل باشه..
    خانوم هایی هم که مشکل دارن چون افکارشون پوسیده اس..
    زمان ناصر و فردین که نیست /شما هم که آذر و فروزان نیستید..!!
    اجازه بدید که برادراتون هم از لوازم آرایش تون استفاده کنن / خسیس نباشید..
    اگر هم می بینید روشون نمیشه یه بار شبونه به صورت ناشناس ،،
    یه موچین و مش و یه ست برند جلوی در اتاقشون بذارید..
    البته یه نوار بالدار هم محض احتیاط بذارید / چه می دونم والا!! کاره دیگه !!
    اصلا چه اشکالی داره !
    منم آرایش میکنم ..
    منم هربار که میام سایت گریم میکنم ..
    ممکنه شما بگید که صفحه مجازیه و آنلاین/ احمق با شورت هم میتونی بشینی پشت سیستم..!
    که به تو چه .. وجدان کاری دارم ..
    شما هم نبینید یه خدایی اون بالاسر هست که ..
    والسلام ..

    • Arastu Pouyan : شکسته نفسی نفرمایید. ما هر چی داریم از لطف شماست. ولی در کل مفهوم .. اوکی

      1 هفته, 1 روز

    • عسل بانو : خب همیشه منظور تو فراتر از فهم ماست... همین دست و پاشکسته حرف بزن تا کامل دست و پاتو نبندن. مفهوم؟ (خنده)

      1 هفته و 2 روز قبل

    • Arastu Pouyan : مرسی که خوندی . من که خیلی چیزا میخوام . ولی ست هم قبول میکنم . بدور از شوخی بیشتر مد نظرم تابو شکنی از یک سری کلمات و یه سری چیزهایی که همه در موردش حرف میزنیم ولی توی بیانش خجالت میکشیم یا فکر میکنیم بی ادبیه .. در صور

      1 هفته و 2 روز قبل

    Arastu Pouyan

    2 هفته پیش و 2 روز قبل
  • فاصله ی بین دو پیام چقدر است !؟
وقتی خیره میشوی به گوشه ای و تا آغوشش راهت را باز میکنی !
مگر چقدر
  • فاصله ی بین دو پیام چقدر است !؟
    وقتی خیره میشوی به گوشه ای و تا آغوشش راهت را باز میکنی !
    مگر چقدر است این فاصله !؟
    وقتی در ذهنت ،،
    غروبِ پاییزی تنهاییت را،،
    با صبحی بهاری در کنارش طاق میزنی / در کافه ای خیابانی !
    بگذار تمام دنیا مرا دیوانه خطاب کنند .!
    برای من،،
    خیره گی ها دنیای خودشان را دارند .!
    برای من،،
    هر فاصله ای بوی دوری نمیدهد .!
    من دنیای خود را ،،
    در خیره گی های فاصله دارِ تو یافتم ..

    • Arastu Pouyan : نه مشکلی نیست. خیالت راحت. من کلا فحش خورم خوبه. اصلا هم به جاییم بر نمیخوره ... شما کار خودت رو انجام بده. بذار یکم اونا هم واق واق کنن. دست خودشون که نیست .. دمت هم گرم

      1 هفته و 6 روز قبل

    • ... ..... : سلام یکی از این توله بسیجیا یکبار پروفایلمو هک کرد ممکنه باز بکنه حواست باشه اگه جانب من به تو چرت و پرت گفت بدون که من نیستم پروفمو هک کرده

      1 هفته و 6 روز قبل

    • Hony Jackson : نه چرا اشتباهی، درست مثل یه خالق اثر هنری، مثل خدا، تو منو یاد خودم میندازی

      2 هفته پیش

    Arastu Pouyan

    3 هفته پیش و 5 روز قبل
  • درود بر شما ..
تا حالا دقت کردید گوسفند چقدر گوسفنده !؟ قشنگ گوساله اس ..
بیکار، بی عار ..
کل چال
  • درود بر شما ..
    تا حالا دقت کردید گوسفند چقدر گوسفنده !؟ قشنگ گوساله اس ..
    بیکار، بی عار ..
    کل چالشش توی زندگی اینه که تا وقتی آدما نخوردنش / گرگ نخورتش..
    وسیله ی دفاعی هم نداره مادر مرده ... آخه فرارم شد دفاع !؟
    این دیگه دفاع آخر یه نفره / کلا توی دروازه وایساده ..
    البته خوبیش اینه که فکر و خیال نداره ..
    مثل گوسفندا صف مرغ وای نمیسه ..
    یا مثلا توی مقوله ی ازدواج ،
    بزرگوارا به محض اینکه تصمیم بگیرن / اولین گوسفند سمتِ چپ..
    که یه ربع بعدش هم یادشون میره اصلا کی بود / چی کرد / این بره مال کیه !
    دوباره خم میشن علف میخورن ..
    اصلا چشاش یجوریه که میگه " داداش بیا بخور ، فقط تمومش کن "
    حالا این وسط ما گیرش آوردیم ، تا عنش هم استفاده می کنیم..
    کله پاچش رو که صبح میخوریم / سیراب شیردونشم که عصر / یه جاهای دیگه شم با یه چیزای دیگه میخوریم..
    کلا از چرخه ی طبیعت کردیمش توی چرخ گوشت..
    یعنی دیگه داریم یه جاهایی از گوسفند رو میخوریم که خود گوسفنده معذبه !
    دیگه خودش میگه :
    " نه داداش زشته / ولش کن نه/ اونجا رو دیگه نخور نه نه نه / اوه مای گـــــــاد ..."

    • Arastu Pouyan : سلام و درود. همچنین منم خوشحالم از فعالیت مجدد شما دوست عزیز. سلامت باشید

      2 هفته پیش و 2 روز قبل

    • جهان پارسا : به به جناب ارسطوی عزیز خوشحالیم از حضورتون پاینده باشید (gol) (gol) (gol)

      2 هفته پیش و 2 روز قبل

    • Nazanin A : خواهش میکنم...

      3 هفته پیش و 3 روز قبل

    Arastu Pouyan

    4 هفته پیش
  • ساعت،،
به وقتِ تنهایی من،، 
خوابیده است..
قرص،، 
به وقتِ دیوانگی من،،
تا دندان مسلح..
من،
به
  • ساعت،،
    به وقتِ تنهایی من،،
    خوابیده است..
    قرص،،
    به وقتِ دیوانگی من،،
    تا دندان مسلح..
    من،
    به وقتِ تو،
    شبحی بی شناسنامه..
    تو،
    به وقتِ من،
    آغوشی بی ملاقاتی..
    و تقدیر،
    تقدیر
    سرپوش احمقانه ایست ،
    برای اتفاق هایی كه هرگز نمی افتند..
    ماهی ها به مرگ طبیعی نمی ميرند،
    هر قطاری در طول عمرش/ برای یک بار هم كه شده،
    معشوقه ای را به دور دست ها برده...
    و هر روستا
    در طولِ تجاوزِ تمدن،
    مسافری را به چَشم دیده،
    كه از شیوع آدم ها،
    به خلوتش پناه برده..
    همیشه چیزی هست كه درست نیست!!!
    و تقدیر،
    سرپوش خداست،
    بر روی تمامِ از دست دادگی ها..
    همین است كه می ترسم اسم کاملت را پشت نامه بنویسم،
    یا از خودم نشانه ای در اتاق زیر شیروانی بگذارم،
    ما اگر قرار بود در آغوش هم از خوشحالی بمیریم كه هیچ وقت کارمان به انتقام از قطار ها
    نمی رسید.
    باور نمی كنی!؟
    باور نمی كنی چقدر شبیه هم هستیم؟
    گاهی به ایستگاه قطار برو،
    به آنها كه
    ناخواسته سوار میشوند خیره شو!!
    ما فقط نام هایی مختلف بوده ایم در بلیت های مخالف،
    كه هر روز برای هم دست تکان می دهیم،
    و دوباره در چشم های ديگری،
    دور می شويم..

    • ♡ ANOSHA ♡ : سلام خوبی ارسطوجان من همیشه از زیبایی پیجتون اسنفاده میکنم میشه خواهش کنم عضو گروه اولم عطرتو بشین ممنون (ehsasi) (gol)

      1 روز, 1 ساعت

    • Arastu Pouyan : ژن خوب ! وا !! چی هست حالا این ژن خوب؟ یکم بازش کنید بفهمیم خب

      4 روز پیش و 19 ساعت قبل

    • a ... : ژن خوب این سایت انگار شمایی ارسطو خان (khandeh)

      4 روز پیش و 19 ساعت قبل

    ادامه... دوستان
    • عسل بانو
    • Hony Jackson
    • Arezoo Sah
    157 هواداران
    بازدیدکنندگان