رضا قربانی

(@amir30)

رضا قربانی

1 هفته و 2 روز قبل

اگر ماه عطری داشت، قطعا بوی تو را می‌داد. اگر شب رنگی بود، حتما به سلیقه تو لباس می‌پوشید. اگر چشمک ستاره‌ها صدا داشت، شک ندارم تو جایشان حرف می‌زدی. من که به آسمان نرفته‌ام، نمی‌دانم! در تو اما پرواز کرده‌ام. ماه و شب و ستاره خود تو هستی

رضا قربانی

2 ماه پیش, 1 هفته [خدا و عشقِ خدا]

هر گاه یک نگاه به بیگانه می‌کنی
خون مرا دوباره به پیمانه می‌کنی

ای آنکه دست بر سر من می‌کشی! بگو
فردا دوباره موی که را شانه می‌کنی؟

گفتی به من نصیحت دیوانه‌گان مکن
باشد، ولی نصیحت دیوانه می‌کنی

ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی
در سینه‌ی شکسته دلان خانه می‌کنی؟

بر تن چگونه پیله ببافم که عاقبت
چون رنگ رخنه در پر پروانه می‌کنی

عشق است و گفته‌اند که یک قصه بیش نیست
این قصه را به مرگ خود افسانه می‌کنی

  • سارا . : متوجه منظورتون نمیشم.کی اطلاع داده

    2 ماه پیش, 1 هفته

  • . . : به من اطلاع میدن که آقا هستید با اسم خانم ....

    2 ماه پیش, 1 هفته

  • سارا . : با شما نبودم با خانوم بشرا هستم

    2 ماه پیش, 1 هفته

رضا قربانی

2 ماه پیش, 1 هفته

هر گاه یک نگاه به بیگانه می‌کنی
خون مرا دوباره به پیمانه می‌کنی

ای آنکه دست بر سر من می‌کشی! بگو
فردا دوباره موی که را شانه می‌کنی؟

گفتی به من نصیحت دیوانه‌گان مکن
باشد، ولی نصیحت دیوانه می‌کنی

ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی
در سینه‌ی شکسته دلان خانه می‌کنی؟

بر تن چگونه پیله ببافم که عاقبت
چون رنگ رخنه در پر پروانه می‌کنی

عشق است و گفته‌اند که یک قصه بیش نیست
این قصه را به مرگ خود افسانه می‌کنی

رضا قربانی

2 ماه پیش, 1 هفته

ای در دل من اصل تمنا همه تو
وی در سر من مایهٔ سودا همه تو

هر چند به روزگار در می‌نگرم
امروز همه تویی و فردا همه تو

#مولانا

  • رضا قربانی : چشم این دفعه میزارم ولی خب شماکه عصو نیستی

    2 ماه پیش, 1 هفته

  • سمیه . : قبلا بودم

    2 ماه پیش, 1 هفته

  • رضا قربانی : شما اونجا عصو هستین

    2 ماه پیش, 1 هفته

رضا قربانی

2 ماه پیش, 1 هفته

تا کی کنی به گریه، طلب آرزویِ دل؟
ای دیده پیشِ خلق مریز آبرویِ دل

دل آرزویِ خونِ جگر کرد بی‌لبت
چندان گریستم که نماند آرزویِ دل

یا رب به دامنش ننشیند غبارِ غم
آن‌کس که رُفت گردِ ملالم ز رویِ دل

آلوده مردنش مپسند و شهید کن
کز خون به آبِ تیغ دهم شستشویِ دل

تا چون پیاله ، دیده نباشد ز خون تهی
عشقت مرا چوشیشه فشارد گلویِ دل

از زخمِ دشمنان شده دل پر زخون و نیست
یک دوستم که سنگ زند بر سبویِ دل

قدسی دلت نرفته چنان كآوری به دست
بنشین به گوشه‌ای و مكن جستجویِ دل

رضا قربانی

2 ماه پیش و 2 هفته قبل

رفتم که از دیوانه بازی دست بردارم
تا اَخم کردم مطمئن شد دوستش دارم

واکرد درهای قفس را گفت: مختاری!
ترجیح دادم دست روی دست بگذارم

بیزارم از وقتی که آزادم کند، ای وای!
روزی که خوشحالش نخواهد کرد آزارم

این پا و آن پا کرد گفتم دوستم دارد
اما نگو سر در نمی‌آورده از کارم!

از یال و کوپالم خجالت می‌کشم اما
بازیچه‌ی آهو شدن را دوست می‌دارم

با خود نشستم مو به مو یادآوری کردم
از خواب‌های روز در شب های بیدارم

من چای می‌خوردم به نوبت شعر می‌خواندند
تا صبح، تصویر من و سعدی به دیوارم

رضا قربانی

2 ماه پیش و 3 هفته قبل

بس‌که رازِ فاش را در پرده خواندم خسته‌ام
از نگفتن‌ها و گفتن‌های تَواَم خسته‌ام

از عتابت بیمناکم، از شرابت بی‌نیاز
زهر اگر داری بیار، از شادی و غم خسته‌ام

نیست سیلابی که با تخریب، سیرابم کند
از نوازش‌های این بارانِ نم‌نم خسته‌ام

بین آدم‌ها غریبم، آه! غربالت کجاست؟
از سکونِ نحس این دنیای درهم خسته‌ام

گفت: یک تن باید از ما همّتِ عالی کند
گفتمش: من نا ندارم، گفت: من هم خسته‌ام

دیگران گفتند: "آزادی" ، من افتادم به بند
بازجو پرسید: جرمت چیست؟ گفتم: خسته‌ام!

ادامه... دوستان
  • رز ابی
  • الینا *
  • پریناز ا
  • راه شب
  • زهرا اکبری
  • گلی بهاری
  • hanasa k
  • Helma* Omidi
  • رویا رویایی
  • mahshid ma
  • الینا (بانوی پاییزی)
  • sara rahmati
  • سحر برزگر
  • فرگل احمدی
  • شکوفه فرحبخش
  • امیر قربانی
167 هواداران