علی باختر

(ali-bakhtar@)

علی باختر

1 هفته و 4 روز قبل [پست ثابت]
  • نمیدانی دفتر زندگیت چند برگ دارد و کی به آخرین برگ دفتر زندگیت خواهی رسید ...

    نمیدانی و باور نداری که با هر طلوع خورشید برگی از دفتر زندگیت باز می شود و با غروبش آن برگ بسته خواهد شد و تو بدون آنکه سطور برگ دفتر آن روز زندگیت را بخوانی آن را ورق می زنی

    نمیدانی و باور نداری که برگی که بسته شد دیگر هرگز و هرگز باز نخواهد شد تا آن روز را یکبار دیگر به تکرار نشینی

    لحظات می آیند و می روند و ما همچنان در غفلت و جهالت .... و گاه چه جاهلانه از خدا میخواهیم که هرچه زودتر برگهای دفتر عمرمان ورق بخورد و به آخر دفتر زندگی برسیم

    آیا شده برای ثانیه هائی دفتر زندگیمان را خودمان با حقیقت آنچه هستیم و آنچه باید باشیم بخوانیم

    شاید ثانیه ای بعد وجود نداشته باشد تا سطری از دفتر زندگیمان را با دل بخوانیم ....

    راستی دفتر زندگی هرکداممان چند نمره بیست از خدای مهربان به یادگار دارد؟؟؟؟

    • ava3

    علی باختر

    1 هفته

    عزیز خدا ....
    کارسختیه دل کندن از اون همه مشغولیاتی که سالهاست باهاش خو گرفتی ...
    اینکه بذاریشون توی یه دایره و بشی خودت و خدای خودت ....
    ولی باید مجاهده کنی و مراقب باشی توی این مراقبه و مجاهده ات ...
    توی این خلوت و سکوت عارفانه ات ردی از پای نفس دیده نشه ...
    باید اونقدر عاشق باشی یه عاشق واقعی که با دیدن یه ستاره ...
    یه نم نم بارون ... یه گیاه علفی کوچیک ... یه طلوع به ظاهر ساده ...
    دلت از همه مشغله هات کنده بشه و بشی خودت و خدای خودت ...
    اگه اینطور شد اونوقت تو میشی سکوت ...
    تو میشی نور ...
    تو میشی وجد و نشاط درونی و در نهایت تو میشی
    عزیز خدا ....
    خدایا!!!
    میشود عزیزت باشم ؟؟؟ یاریم میکنی ؟؟

    علی باختر

    1 هفته و 3 روز قبل [عشاق الحسین]

    اگر ریشه در اعماق خود داشتیم دیگر چه نیازی

    به تایید دیگران و جامعه داشتیم ؟!

    از خودمان دور افتاده ایم که اینگونه به دنبال مهر تایید جامعه و دیگران هستیم ...

    از خود حقیقی و اصل ذاتیمان فاصله گرفته ایم که برایمان مهم است دیگران ما را به رسمیت بشناسند

    آیا روزی که در جواب الست بربکم گفتیم آری مهر تائید جامعه و دنیائیان را به رسمیت شناختیم

    یا آن روز بلی را با خودحقیقیمان صرف کردیم !؟

    ریشه هستیمان از خاک الهی به کدامین خاک دنیوی و دنی در حال پیشرفت است ؟

    بیائید کمی بیشتر به دنبال خودمان باشیم گمشده ای که در این برهوت رهایش کرده ایم ...

    • علی باختر : ممنون بانو نگاهتان زیبا است

      1 هفته و 3 روز قبل

    • ... سوگل ... : چه متن پر باری بود احسنت (gol) (gol) (gol)

      1 هفته و 3 روز قبل

    علی باختر

    1 هفته و 4 روز قبل [محفل خوبان]

    بی منت کمک کنیم..
    بی منت دوست بداریم...
    بی منت ببخشیم...
    بی منت عشق بورزیم...
    بی منت رحم کنیم...
    بی منت مهر بورزیم...
    بی منت احوالپرس هم باشیم....
    عمر است دیگرشاید! لحظه ای دیگر نباشیم...

    • Asra Manswr : خواهش میکنم

      1 هفته و 4 روز قبل

    • علی باختر : سپاس بزرگوار

      1 هفته و 4 روز قبل

    • Asra Manswr : دقیقا (gol) (gol) (gol)

      1 هفته و 4 روز قبل

    علی باختر

    1 هفته و 4 روز قبل [عشاق الحسین]

    خدایا ....
    به ساعت کوچک روی میزم خیره شدم .
    به عقربه قرمز رنگ و کوچکی که بدون درنگ به سمت جلو حرکت میکند .

    صدای آشنائی برایم از مولوی میخواند و در این خلوت دلنشین بی اختیار حرکت عقربه ثانیه شمار را می شمارم

    1-2-3-4-5 ..... 22-23-24-25.... 46-47-48..... 57-58-59 و 60

    یک دقیقه گذشت ...

    بی هیچ تولدی ... بی هیچ نو شدنی

    خدایا ...

    در یک روز چند تا از این یک دقیقه ها را بی هیچ نوشدنی از سر می گذارانم ؟؟؟؟؟

    و آن صدای آشنا میخواند :

    تو قیاس از خویش می گیری ولیک ... دور دور افتاده ای بنگر تو نیک

    علی باختر

    1 هفته و 4 روز قبل
  • نمیدانی دفتر زندگیت چند برگ دارد و کی به آخرین برگ دفتر زندگیت خواهی رسید ...

نمیدانی و باور ندار
  • نمیدانی دفتر زندگیت چند برگ دارد و کی به آخرین برگ دفتر زندگیت خواهی رسید ...

    نمیدانی و باور نداری که با هر طلوع خورشید برگی از دفتر زندگیت باز می شود و با غروبش آن برگ بسته خواهد شد و تو بدون آنکه سطور برگ دفتر آن روز زندگیت را بخوانی آن را ورق می زنی

    نمیدانی و باور نداری که برگی که بسته شد دیگر هرگز و هرگز باز نخواهد شد تا آن روز را یکبار دیگر به تکرار نشینی

    لحظات می آیند و می روند و ما همچنان در غفلت و جهالت .... و گاه چه جاهلانه از خدا میخواهیم که هرچه زودتر برگهای دفتر عمرمان ورق بخورد و به آخر دفتر زندگی برسیم

    آیا شده برای ثانیه هائی دفتر زندگیمان را خودمان با حقیقت آنچه هستیم و آنچه باید باشیم بخوانیم

    شاید ثانیه ای بعد وجود نداشته باشد تا سطری از دفتر زندگیمان را با دل بخوانیم ....

    راستی دفتر زندگی هرکداممان چند نمره بیست از خدای مهربان به یادگار دارد؟؟؟؟

    • ⓕⓐⓣⓔⓜⓔⓗ _ⓔⓗⓢⓐⓝ : سلام دوست عزیز محبوبی ممنون میشم عضو گروه بوی خوش زندگی بشی و پستای قشنگتو تو گروه من بزاری خوشحال میشم بیای محبوبشم کنید یاعلی https://mahfel.com/group/Asheghaneha

      1 هفته و 4 روز قبل

    • علی باختر : ممنون برادر بزرگوارم از پی نوشتهای زیبایی که نگاشتید وبنده از آن استفاده اکمل بردم ان شا ءالله خدا وند آنی ما را به حال خودمان واگذار نکند ودست خالی از این دنیای پر فریب به سرای باقی نریم .......ودرحق هم دعا کنیم خدایا

      1 هفته و 4 روز قبل

    • حمید دیره : بازم مجال دارد این نوشتار که متاسفانه دراینجا نمیگنجد ..خیلی اوقات منم ازیاد خداوند غافل میشم با تمام اشاراتی که کردم ولی ازخودش میخوام منو ازراهش دورنگه ندارد وهمواره مورد لطف عنایتش واقع شوم واین خواسته را برای خودم تن

      1 هفته و 4 روز قبل

    علی باختر

    1 هفته و 4 روز قبل [عشاق الحسین]
  • عاقد : خدا
شاهد : رسول خدا (ص)
دفتر : لوح محفوظ
مکان : عرش
عروس : کوثر
داماد : حیدر
 (haa)  (h
  • عاقد : خدا
    شاهد : رسول خدا (ص)
    دفتر : لوح محفوظ
    مکان : عرش
    عروس : کوثر
    داماد : حیدر

    این سپردن دست عروسی به تکیه گاهی یک مرد نیست؛

    این سپردن انسان است به حریم بی انتهای عصمت

    این پیامبر صلی الله علیه و آله نیست که دخترش را به علی علیه السلام می سپارد؛

    این خداست که اختیار و اعتبار بشر را به علی و زهرا علیها السلام وا می نهد...

    سال روز پیوند مظهر احسان و جود با دردانه زیور عالم ، یاس آل محمد صلی الله علیه و آله مبارک باد.

    • پــانیــذا シ : سلام عیدتون مبارک (gol) (gol)

      1 هفته و 3 روز قبل

    • علی باختر : ممنون برشماهم مبارک باشه

      1 هفته و 4 روز قبل

    • mina . : این عیدپرخیروبرکت برشمامبارک (gol) (gol) (gol)

      1 هفته و 4 روز قبل

    علی باختر

    1 هفته و 5 روز قبل

    زندگی تعداد دم و بازدم ها نیست
    بلکه لحظاتی هست که قلبت محکم می زند
    به خاطر خنده
    به خاطر اتفاق های خوب غیره منتظره
    به خاطر شگفتی، به خاطر شادی
    به خاطر دوست داشتن های بی حساب
    به خاطر عشق، به خاطر مهربانی
    شادی ات را به اطرافت بپراکن
    و با حد و حصر هایی که گذشته به تو تحمیل کرده، مبارزه کن...

    الهي ، همچو بيد مي لرزم مبادا كه به هيچ نيرزم
    الهي ، به حرمت آن نام كه تو داني و به حرمت آن صفت كه تو چناني كه ما را از وسوسه و از هواي نفساني و از غرور ناداني نگاه دار كه مي تواني
    الهي ، ندانستم ، چون دانستم نتوانستم

    «خواجه عبد الله انصاري»

    • Mitra Khanlari : سلام لایک و محبوبی خوشحال میشم عضو گروه ماه و ستاره شوید

      1 هفته

    • علی باختر : ممنون از نگاه زیباتون

      1 هفته و 5 روز قبل

    • mohsen 2018 : عالی بود

      1 هفته و 5 روز قبل

    ادامه... دوستان
    • Eli Haghi
    • محمد 110
    • سمیرا رفیعی
    • Roya Arya
    • علی (بابک ) احمدی
    • Neda Sharif
    • معصومه رضایی
    • . .
    • حسین علیپور
    • علی امیدی
    • mohsen 2018
    • behnaaz ak
    • Iman ..
    • Bijan ...
    • yalda karimi
    • سیاوش Live
    109 هواداران
    بازدیدکنندگان